هوش مصنوعی:
این متن شعری است که بر اهمیت استفاده بهینه از زمان و فرصتهای زندگی تأکید دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از غفلت دوری کند، جوانی را قدر بداند و برای آینده خود تلاش کند. همچنین، به اهمیت توجه به آخرت و یادآوری روزهای سخت اشاره میشود.
رده سنی:
15+
این متن به دلیل تأکید بر استفاده از جوانی، تلاش برای آینده و توجه به فرصتهای زندگی، بیشتر برای نوجوانان و جوانان مناسب است. این گروه سنی در مرحلهای از زندگی هستند که نیاز به انگیزه و راهنمایی برای برنامهریزی و هدفگذاری دارند.
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - وله فیالموعظه
گر آن جهان طلبی، کار این جهان دریاب
به هرزه میگذرد عمر، وارهان، دریاب ۱
تو غافلی و رفیقان به کار سازی راه
چه خفتهای؟ که برون رفت کاروان، دریاب ۲
هزار بار ترا بیش گفتهام هر روز
که : هین! شبی دوسه بیدار باش، هان! دریاب ۳
جوان چو پیر شود، کار کرده میباید
ز پیر کار نیاید، تو، ای جوان، دریاب ۴
زمانه میگذرد، چون زمین مباش، زمن
قبول کن، ز من ای خواجه، این زمان دریاب ۵
ترا شکار دلی، گر ز دست برخیزد
سوار شو، منشین، سعی کن، روان دریاب ۶
گرت به جان خطری میرسد تفاوت نیست
قبول خاطر صاحب دلان بجان دریاب ۷
ورت نگه کند از گوشهای شکسته دلی
غلط مشو، که فتوحیست رایگان، دریاب ۸
به هیچ کار نیایی چو ناتوان گردی
کنون که کار به دستست، میتوان، دریاب ۹
اقامت تو بدنیا ز بهر آخرتست
چو این گذشت به غفلت مکوش و آن دریاب ۱۰
شنیدهای که چها یافتند پیش از تو؟
تو نیز آدمیی، جهد کن، همان دریاب ۱۱
به پیشگاه بزرگان گرت رها نکنند
فقیر باش و زمین بوس و آستان دریاب ۱۲
ز عمر عاریتی، اوحدی، بمیر امروز
پس آنگهی برو و عمر جاودان دریاب ۱۳
مکن ز یاد فراموش روز دشواری
که با تو چند بگفتم که: ای فلان، دریاب ۱۴
به هرزه میگذرد عمر، وارهان، دریاب ۱
تو غافلی و رفیقان به کار سازی راه
چه خفتهای؟ که برون رفت کاروان، دریاب ۲
هزار بار ترا بیش گفتهام هر روز
که : هین! شبی دوسه بیدار باش، هان! دریاب ۳
جوان چو پیر شود، کار کرده میباید
ز پیر کار نیاید، تو، ای جوان، دریاب ۴
زمانه میگذرد، چون زمین مباش، زمن
قبول کن، ز من ای خواجه، این زمان دریاب ۵
ترا شکار دلی، گر ز دست برخیزد
سوار شو، منشین، سعی کن، روان دریاب ۶
گرت به جان خطری میرسد تفاوت نیست
قبول خاطر صاحب دلان بجان دریاب ۷
ورت نگه کند از گوشهای شکسته دلی
غلط مشو، که فتوحیست رایگان، دریاب ۸
به هیچ کار نیایی چو ناتوان گردی
کنون که کار به دستست، میتوان، دریاب ۹
اقامت تو بدنیا ز بهر آخرتست
چو این گذشت به غفلت مکوش و آن دریاب ۱۰
شنیدهای که چها یافتند پیش از تو؟
تو نیز آدمیی، جهد کن، همان دریاب ۱۱
به پیشگاه بزرگان گرت رها نکنند
فقیر باش و زمین بوس و آستان دریاب ۱۲
ز عمر عاریتی، اوحدی، بمیر امروز
پس آنگهی برو و عمر جاودان دریاب ۱۳
مکن ز یاد فراموش روز دشواری
که با تو چند بگفتم که: ای فلان، دریاب ۱۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۴
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - وله روح الله روحه
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - وله فیالطامات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.