هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی و ناامیدی خود سخن میگوید. او از بیتوجهی دیگران به سخنانش و عدم درک ارزش افکارش شکایت دارد. شاعر بیان میکند که با وجود داشتن افکار ارزشمند، کسی به دنبال فهمیدن آنها نیست و این باعث شده تا از گفتن سخنان بیهوده دست بکشد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، بیان احساسات پیچیده و ناامیدی در آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
در مذمت روزگار
جهان خالیست، من در گوشه زانم
مروت قحط شد، بیتوشه زانم ۱
اگر بودی چنان چون بود ازین پیش
بزرگی کو بدانستی کم از بیش ۲
چرا بایستمی ده نامه گفتن؟
چو خامان درد دل با خامه گفتن؟ ۳
کی از ده نامهای نامم برآید؟
ز هر بیهودهای کامم بر آید؟ ۴
چو دریا پر گهر دارم ضمیری
ولی گوهر نمیجوید امیری ۵
چون ماه از طبع من خود نور پاشد
نه او را مشتری باید که باشد؟ ۶
سخن را چون خریداری ندیدم
به از ترک سخن کاری ندیدم ۷
خرد دورست ازین بیهوده گفتن
حدیث بوده و نابوده گفتن ۸
مروت قحط شد، بیتوشه زانم ۱
اگر بودی چنان چون بود ازین پیش
بزرگی کو بدانستی کم از بیش ۲
چرا بایستمی ده نامه گفتن؟
چو خامان درد دل با خامه گفتن؟ ۳
کی از ده نامهای نامم برآید؟
ز هر بیهودهای کامم بر آید؟ ۴
چو دریا پر گهر دارم ضمیری
ولی گوهر نمیجوید امیری ۵
چون ماه از طبع من خود نور پاشد
نه او را مشتری باید که باشد؟ ۶
سخن را چون خریداری ندیدم
به از ترک سخن کاری ندیدم ۷
خرد دورست ازین بیهوده گفتن
حدیث بوده و نابوده گفتن ۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۸
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در دعای ممدوح خداوند زاده
گوهر بعدی:در مناجات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.