هوش مصنوعی:
این متن دربارهی خطرات و عواقب عشق و عاشقی است. شاعر هشدار میدهد که عشق میتواند جانی، استخوانی، خان و مان، و حتی زبان و روان را بسوزاند. او از عاشقان میخواهد که مراقب باشند و از عشق بیپروا بپرهیزند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق و پیچیدهای دربارهی عشق و عواقب آن است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند اشک خون و سوختن روان ممکن است برای سنین پایینتر نگرانکننده یا گیجکننده باشد.
غزل
مشو عاشق، که جانت را بسوزد
غم عشق استخوانت را بسوزد ۱
تو آتش میزنی در خرمن خویش
ندانی این و آنت را بسوزد ۲
مخور خوبان آتش خوی را غم
که روزی خان ومانت را بسوزد ۳
ز دیده اشک خون چندین مباران
که ترسم دیدگانت را بسوزد ۴
چه سود آنگاه پنهان کردن عشق
که پیدا و نهانت را بسوزد؟ ۵
ز لعلم چاشنی جستی به بوسه
نترسیدی دهانت را بسوزد؟ ۶
مبر نام من، ار نه با رخ خویش
بگویم تا: زبانت را بسوزد ۷
اگر هجرم وجودت را بکاهد
وگر مهرم روانت را بسوزد ۸
غم عشق استخوانت را بسوزد ۱
تو آتش میزنی در خرمن خویش
ندانی این و آنت را بسوزد ۲
مخور خوبان آتش خوی را غم
که روزی خان ومانت را بسوزد ۳
ز دیده اشک خون چندین مباران
که ترسم دیدگانت را بسوزد ۴
چه سود آنگاه پنهان کردن عشق
که پیدا و نهانت را بسوزد؟ ۵
ز لعلم چاشنی جستی به بوسه
نترسیدی دهانت را بسوزد؟ ۶
مبر نام من، ار نه با رخ خویش
بگویم تا: زبانت را بسوزد ۷
اگر هجرم وجودت را بکاهد
وگر مهرم روانت را بسوزد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نامهٔ چهارم از زبان معشوق به عاشق
گوهر بعدی:فرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.