هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و شکایت از یار خود سخن میگوید. او از وعدههای عشق و وفاداری یارش یاد میکند و از اینکه اکنون آن وعدهها برآورده نشده و یارش از او دور شده، ابراز ناراحتی میکند. شاعر از بیماری و غم خود میگوید و از اینکه یارش به جای درمان، خود باعث بیماری او شده است، شکایت میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند شکایت از یار و ناامیدی در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل
همانا با منت یاری همین بود
فغان و گریه و زاری همین بود ۱
مرا گفتی که: یاری مهربانم
زهی! نامهربان، یاری همین بود؟ ۲
به دام من در افتادی و حالی
برون جستی و پنداری همین بود ۳
زدی لاف از وفاداری همیشه
چه میگویی؟وفاداری همین بود؟ ۴
به مهرم یاد میکردی ازین پیش
کنون یادم نمیاری، همین بود؟ ۵
تنم بیمار بود از غم همیشه
دوا کردی و بیماری همین بود؟ ۶
به دلداری تو با من عهد کردی
کنون آن عهد و دلداری همین بود؟ ۷
فغان و گریه و زاری همین بود ۱
مرا گفتی که: یاری مهربانم
زهی! نامهربان، یاری همین بود؟ ۲
به دام من در افتادی و حالی
برون جستی و پنداری همین بود ۳
زدی لاف از وفاداری همیشه
چه میگویی؟وفاداری همین بود؟ ۴
به مهرم یاد میکردی ازین پیش
کنون یادم نمیاری، همین بود؟ ۵
تنم بیمار بود از غم همیشه
دوا کردی و بیماری همین بود؟ ۶
به دلداری تو با من عهد کردی
کنون آن عهد و دلداری همین بود؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نامهٔ هشتم از زبان معشوق به عاشق
گوهر بعدی:فرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.