هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تجربههای عاشقانه و احساسی خود سخن میگوید. او ابتدا از عشق دور شده و به عقل روی آورده بود، اما دوباره به عشق بازگشته و از توبهاش پشیمان شده است. شاعر وجود خود را در عشق گم کرده و از دیوانگی و مستی عشق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که دستش را بگیرد و در این بیچارگی به او کمک کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم فلسفی مانند عقل و عشق نیاز به بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
غزل
ز جام عاشقی مستم دگر بار
بریدم مهر و پیوستم دگر بار ۱
به دام عاقلی افتاده بودم
ز دام عاقلی جستم دگر بار ۲
ز عشقت توبه کردم، چون بدیدم
ترا، آن توبه بشکستم دگر بار ۳
وجودم نیست گشت از عشق، تا تو
نپنداری که من هستم دگر بار ۴
مرا معذور دار، ار بر خروشم
که هم دیوانه، هم مستم دگر بار ۵
زدم در دامنت دست، ار بگیری
درین بیچارگی دستم دگر بار ۶
بریدم مهر و پیوستم دگر بار ۱
به دام عاقلی افتاده بودم
ز دام عاقلی جستم دگر بار ۲
ز عشقت توبه کردم، چون بدیدم
ترا، آن توبه بشکستم دگر بار ۳
وجودم نیست گشت از عشق، تا تو
نپنداری که من هستم دگر بار ۴
مرا معذور دار، ار بر خروشم
که هم دیوانه، هم مستم دگر بار ۵
زدم در دامنت دست، ار بگیری
درین بیچارگی دستم دگر بار ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نامهٔ نهم از زبان عاشق به معشوق
گوهر بعدی:فرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.