هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که از عشق و فراق معشوق خود رنج می‌برد. او زیبایی‌های معشوق مانند چشم‌های نیمه‌خواب و موهای تابدارش را توصیف می‌کند و از درد دوری و بی‌قراری خود می‌گوید. شاعر حتی در رویا نیز آرامش ندارد و همواره در آرزوی دیدار معشوق است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و فراق برای سنین پایین مناسب نیست.

غزل ۵۱ - ای چشم نیم‌خواب تو از من ربوده خواب

ای چشم نیم‌خواب تو از من ربوده خواب
وی زلف تابدار تو بر مه فکنده تاب

بر مه فکنده برقع شبرنگ روز پوش
مه را که دید ساخته از تیره شب نقاب

روزم شبست بیتو و چون روز روشنست
کان لحظه شب بود که نهان باشد آفتاب

خورشید را بروی تو تشبیه چون کنم
کو همچو بندگان دهدت بوسه بر جناب

بر روی چون مه ار چه بتابی کمند زلف
باری به هیچ روی ز من روی بر متاب

گفتم مگر بخواب توان دیدنت ولیک
دانم که خواب را نتوان دید جز بخواب

یک ساعتم از آن لب میگون شکیب نیست
سرمست را شکیب کجا باشد از شراب

چشمم بقصد ریختن خون دل مقیم
افکنده است چون سر زلفت سپر بر آب

در آرزوی روی تو خواجو چو بیدلان
هر شب بخون دیده کند آستین خضاب
کانال گوهرین در ایتا
۵۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۰ - ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب
گوهر بعدی:غزل ۵۲ - ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.