درباره خواجوی کرمانی

کمال‌الدین ابوالعطاء محمودبن علی‌بن محمود، معروف به «خواجوی کرمانی» (زاده: ۶۸۹ ه‍.ق در کرمان – درگذشت: ۷۵۲ ه‍. ق در شیراز) یکی از شاعران نیمهٔ اول قرن هشتم است. آرامگاه خواجو در تنگ الله اکبر شیراز است. وی از شاعران عهد مغول است و اشعاری در مدح سلاطین منطقه فارس در کارنامهٔ خود دارد.
خواجوی کرمانی که به نخل‌بند شاعران نیز شهرت دارد، در اواخر سدهٔ هفتم هجری در کرمان زاده شد. زمان زایش او را به اختلاف بین ۶۶۹–۶۸۹ هجری قمری ثبت کرده‌اند. او در دوران جوانی خود جدا از کسب دانش‌های معمول روزگار مسافرت را نیز پیشه نموده و بازدیدهایی از مناطق اصفهان، آذربایجان، شام، ری، عراق و مصر نیز داشته‌است. او لقب‌هایی مانند خلاق المعانی و ملک الفضلا نیز داشته‌است. او در نیمهٔ سدهٔ هشتم هجری در شهر شیراز درگذشت و در تنگ الله اکبر این شهر نزدیک رکناباد به خاک سپرده شد.

در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
غزل شمارهٔ ۱ - فی التوحید غزل شمارهٔ ۲ - فی نعمت الرسول صلی الله علیه و آله غزل ۳ - ای صبح صادقان رخ زیبای مصطفی غزل ۴ - طوبی لک ای پیک صبا خرم رسیدی مرحبا غزل ۵ - این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا غزل ۶ - بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا غزل ۷ - گر راه بود بر سر کوی تو صبا را غزل ۸ - چو در نظر نبود روی دوستان ما را غزل ۹ - وقت صبوح شد بیار آن خورمه نقاب ار غزل ۱۰ - همچو بالات بگویم سخنی راست ترا غزل ۱۱ - آن نقش بین که فتنه کند نقش‌بند را غزل ۱۲ - رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را غزل ۱۳ - ای ماه قیچاقی شبست از سر بنه بغطاق را غزل ۱۴ - مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را غزل ۱۵ - دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا غزل ۱۶ - یاد باد آنکه به روی تو نظر بود مرا غزل ۱۷ - ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را غزل ۱۸ - ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را غزل ۱۹ - مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا غزل ۲۰ - می رود آب رخ از بادهٔ گلرنگ مرا غزل ۲۱ - کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا غزل ۲۲ - بگوئید ای رفیقان ساربان را غزل ۲۳ - آخر ای یار فراموش مکن یارانرا غزل ۲۴ - ای به ناوک زده چشم تو یک اندازان را غزل ۲۵ - شبی که راه هم آه آتش افشان را غزل ۲۶ - اگر در جلوه میری سمند باد جولان را غزل ۲۷ - چو در گره فکنی آن کمند پر چین را غزل ۲۸ - آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را غزل ۲۹ - رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را غزل ۳۰ - بده آن راح روان پرور ریحانی را غزل ۳۱ - خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما غزل ۳۲ - آب آتش می برد خورشید شب‌پوش شما غزل ۳۳ - آن تن ماست یا میان شما غزل ۳۴ - اگر سرم برود در سر وفای شما غزل ۳۵ - آن ماه مهر پیکر نامهربان ما غزل ۳۶ - مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب غزل ۳۷ - ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب غزل ۳۸ - طلع الصبح من وراء حجاب غزل ۳۹ - دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب غزل ۴۰ - ای خط سبز تو همچون برگ نیلوفر در آب غزل ۴۱ - ساقی سیمبر بیار شراب غزل ۴۲ - ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب غزل ۴۳ - هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب غزل ۴۴ - ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب غزل ۴۵ - من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب غزل ۴۶ - دیشب درآمد آن بت مه روی شب نقاب غزل ۴۷ - ای کرده ماه را از تیره شب نقاب غزل ۴۸ - برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب غزل ۴۹ - رفت دوشم نفسی دیدهٔ گریان در خواب غزل ۵۰ - ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب غزل ۵۱ - ای چشم نیم‌خواب تو از من ربوده خواب غزل ۵۲ - ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب غزل ۵۳ - گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب غزل ۵۴ - چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب غزل ۵۵ - طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب غزل ۵۶ - طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب غزل ۵۷ - ای که از سرچشمهٔ نوشت برفت آب نبات غزل ۵۸ - ای که شهد شکربن تو برد آب نبات غزل ۵۹ - پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات غزل ۶۰ - تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت غزل ۶۱ - ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت غزل ۶۲ - چو بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت غزل ۶۳ - بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت غزل ۶۴ - آه کز آهم مه و پروین بسوخت غزل ۶۵ - صبح کز چشم فلک اشک ثریا می‌ریخت غزل ۶۶ - یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت غزل ۶۷ - از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت غزل ۶۸ - ساقیا ساغر شراب کجاست غزل ۶۹ - ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست غزل ۷۰ - منزل گه جانست که جانان من آنجاست غزل ۷۱ - این باد کدامست که از کوی شما خاست غزل ۷۲ - ای که از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست غزل ۷۳ - این بوی بهارست که از صحن چمن خاست غزل ۷۴ - گر نه مرغ چمن از هم نفس خویش جداست غزل ۷۵ - دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست غزل ۷۶ - کار ما بی قد زیبات نمی آید راست غزل ۷۷ - با منت کینه و با جمله صفاست غزل ۷۸ - با تو نقشی که در تصور ماست غزل ۷۹ - طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست غزل ۸۰ - کفر سر زلف تو ایمان ماست غزل ۸۱ - عقل مرغی ز آشیانهٔ ماست غزل ۸۲ - کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست غزل ۸۳ - مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست غزل ۸۴ - جمشید بنده در دولتسرای ماست غزل ۸۵ - رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست غزل ۸۶ - منزل پیر مغان کوی خرابات فناست غزل ۸۷ - گر از جور جانان ننالی رواست غزل ۸۸ - شامش از صبح فروزنده درآویخته است غزل ۸۹ - شوریده‌ئیست زلف تو کز بند جسته است غزل ۹۰ - روی زمین و خون دلم نم گرفته است غزل ۹۱ - هیچ می‌دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است غزل ۹۲ - گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است غزل ۹۳ - چو سرچشمهٔ چشم من دیده است غزل ۹۴ - مسیح روح را مریم حجابست غزل ۹۵ - دلا جان در ره جانان حجابست غزل ۹۶ - رخش با آب و آتش در نقابست غزل ۹۷ - یاران همه مخمور و قدح پر می نابست غزل ۹۸ - هنوزت نرگس اندر عین خوابست غزل ۹۹ - آنزمان مهر تو می‌جست که پیمان می‌بست غزل ۱۰۰ - رخسار تو شمع کایناتست غزل ۱۰۱ - ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست غزل ۱۰۲ - ایکه لبت آب شکر ریختست غزل ۱۰۳ - کارم از دست دل فرو بستست غزل ۱۰۴ - خطی کز تیره شب برخور نوشتست غزل ۱۰۵ - جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست غزل ۱۰۶ - ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست غزل ۱۰۷ - جانم از غم بلب رسیدهٔ تست غزل ۱۰۸ - گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست غزل ۱۰۹ - مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست غزل ۱۱۰ - دلبرا خورشیدتابان ذره‌ئی از روی تست غزل ۱۱۱ - پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست غزل ۱۱۲ - جانم از بادهٔ لعل تو خراب افتادست غزل ۱۱۳ - بستهٔ بند تو از هر دو جهان آزادست غزل ۱۱۴ - رمضان آمد و شد کار صراحی از دست غزل ۱۱۵ - بشکست دل تنگ من خسته کزین دست غزل ۱۱۶ - زلال مشربم از لفظ آبدار خودست غزل ۱۱۷ - چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست غزل ۱۱۸ - هر که او دیدهٔ مردم کش مستت دیدست غزل ۱۱۹ - وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست غزل ۱۲۰ - چو از برگ گلش سنبل دمیدست غزل ۱۲۱ - گرهٔ زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست غزل ۱۲۲ - شعاع چشمهٔ مهر از فروغ رخسارست غزل ۱۲۳ - به بوستان جمالت بهار بسیارست غزل ۱۲۴ - نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست غزل ۱۲۵ - سحر بگوش صبوحی کشان باده‌پرست غزل ۱۲۶ - ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست غزل ۱۲۷ - ای لبت میگون و جانم می پرست غزل ۱۲۸ - گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست غزل ۱۲۹ - لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست غزل ۱۳۰ - بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست غزل ۱۳۱ - در خنده آن عقیق شکرریز خوشترست غزل ۱۳۲ - زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست غزل ۱۳۳ - فروغ عارض او یا سپیده سحرست غزل ۱۳۴ - این همه مستی ما مستی مستی دگرست غزل ۱۳۵ - جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست غزل ۱۳۶ - بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست غزل ۱۳۷ - آن نه رویست مگر فتنهٔ دور قمرست غزل ۱۳۸ - ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست غزل ۱۳۹ - از لعل آبدار تو نعلم برآتشست غزل ۱۴۰ - ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست غزل ۱۴۱ - باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست غزل ۱۴۲ - شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست غزل ۱۴۳ - در شب زلف تو مهتابی خوشست غزل ۱۴۴ - رخ دل‌فروز تو ماهی خوشست غزل ۱۴۵ - بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست غزل ۱۴۶ - بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست غزل ۱۴۷ - خطر بادیهٔ عشق تو بیش از پیشست غزل ۱۴۸ - بهار روی تو بازار مشتری بشکست غزل ۱۴۹ - ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست غزل ۱۵۰ - ترا با ما اگر صلحست جنگست غزل ۱۵۱ - ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست غزل ۱۵۲ - رخت خورشید را یات جمالست غزل ۱۵۳ - حسن تو نهایت جمالست غزل ۱۵۴ - خطت که کتابهٔ جمالست غزل ۱۵۵ - هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست غزل ۱۵۶ - این چنین صورت گر از آب و گلست غزل ۱۵۷ - ای من ز دو چشم نیم مستت مست غزل ۱۵۸ - ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست غزل ۱۵۹ - دوش پیری ز خرابات برون آمد مست غزل ۱۶۰ - سحرگه ماه عقرب زلف من مست غزل ۱۶۱ - دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست غزل ۱۶۲ - اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست غزل ۱۶۳ - نظری کن اگرت خاطر درویشانست غزل ۱۶۴ - آن جوهر جانست که در گوهر کانست غزل ۱۶۵ - دلم با مردم چشمت چنانست غزل ۱۶۶ - مرا یاقوت او قوت روانست غزل ۱۶۷ - یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست غزل ۱۶۸ - گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست غزل ۱۶۹ - روز رخسار تو ماهی روشنست غزل ۱۷۰ - بوقت صبح می روشن آفتاب منست غزل ۱۷۱ - سحاب سیل فشان چشم رودبار منست غزل ۱۷۲ - گل بستان خرد لفظ دلارای منست غزل ۱۷۳ - زلف لیلی صفتت دام دل مجنونست غزل ۱۷۴ - آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست غزل ۱۷۵ - آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست غزل ۱۷۶ - گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست غزل ۱۷۷ - من بقول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست غزل ۱۷۸ - عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست غزل ۱۷۹ - ای فدای قامتت هر سرو بستانی که هست غزل ۱۸۰ - ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست غزل ۱۸۱ - از روضهٔ نعیم جمالش روایتیست غزل ۱۸۲ - ای پیک صبا حال پری چهرهٔ ما چیست غزل ۱۸۳ - ز زلفش نافهٔ تاتار تاریست غزل ۱۸۴ - برسر کوی عشق بازاریست غزل ۱۸۵ - ترا که طرهٔ مشکین و خط زنگاریست غزل ۱۸۶ - جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست غزل ۱۸۷ - نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست غزل ۱۸۸ - غرهٔ ما جز آن عارض شهرآرا نیست غزل ۱۸۹ - نشان بی نشانان بی نشانیست غزل ۱۹۰ - بتی که طره او مجمع پریشانیست غزل ۱۹۱ - زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست غزل ۱۹۲ - بدایت غم عشاق را نهایت نیست غزل ۱۹۳ - هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست غزل ۱۹۴ - کو دل که او بدام غمت پای بند نیست غزل ۱۹۵ - هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست غزل ۱۹۶ - عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست غزل ۱۹۷ - اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست غزل ۱۹۸ - مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست غزل ۱۹۹ - روضهٔ خلد برین بستانسرائی بیش نیست غزل ۲۰۰ - حذر کن ز یاری که یاریش نیست غزل ۲۰۱ - ورطهٔ پر خطر عشق ترا ساحل نیست غزل ۲۰۲ - آن نگینی که منش می‌طلبم با جم نیست غزل ۲۰۳ - اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست غزل ۲۰۴ - اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست غزل ۲۰۵ - کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست غزل ۲۰۶ - در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست غزل ۲۰۷ - شمع ما مامول هر پروانه نیست غزل ۲۰۸ - شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست غزل ۲۰۹ - گرچه کاری چو عشقبازی نیست غزل ۲۱۰ - مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست غزل ۲۱۱ - هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست غزل ۲۱۲ - بر سر کوی خرابات محبت کوئیست غزل ۲۱۳ - دیشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت غزل ۲۱۴ - کاروان خیمه به صحرا زد و محمل بگذشت غزل ۲۱۵ - ای قمر تابی از بناگوشت غزل ۲۱۶ - لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت غزل ۲۱۷ - منزل ار یار قرینست چه دوزخ چه بهشت غزل ۲۱۸ - ز کفر زلفت ایمان می‌توان یافت غزل ۲۱۹ - هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت غزل ۲۲۰ - ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت غزل ۲۲۱ - ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت غزل ۲۲۲ - سنبلش برگ ارغوان بگرفت غزل ۲۲۳ - بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت غزل ۲۲۴ - چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت غزل ۲۲۵ - سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت غزل ۲۲۶ - دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت غزل ۲۲۷ - نوبت زدند و مرغ سحر بانگ صبح گفت غزل ۲۲۸ - ای جان جهان جان وجهان برخی جانت غزل ۲۲۹ - بحز از کمر ندیدم سر موئی از میانت غزل ۲۳۰ - ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست غزل ۲۳۱ - خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت غزل ۲۳۲ - برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ غزل ۲۳۳ - میانش موئی و شیرین دهان هیچ غزل ۲۳۴ - بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح غزل ۲۳۵ - حیات بخش بود باده خاصه وقت صبوح غزل ۲۳۶ - ببوی زلف تو دادم دل شکسته بباد غزل ۲۳۷ - یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد غزل ۲۳۸ - پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد غزل ۲۳۹ - نسیم باد صبا جان من فدای تو باد غزل ۲۴۰ - تا دلم در خم آن زلف سمن‌سا افتاد غزل ۲۴۱ - چوعکس روی تو در ساغر شراب افتاد غزل ۲۴۲ - دلبرم را پر طوطی بر شکر خواهد فتاد غزل ۲۴۳ - گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد غزل ۲۴۴ - چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد غزل ۲۴۵ - بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد غزل ۲۴۶ - یاد باد آنکه نیاورد ز من روزی یاد غزل ۲۴۷ - دل من زحمت جان برنتابد غزل ۲۴۸ - هندوئی را باغبان سوی گلستان می‌فرستد غزل ۲۴۹ - چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد غزل ۲۵۰ - از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد غزل ۲۵۱ - چون طره عنبر شکنش در شکن افتد غزل ۲۵۲ - هر کرا یار یار می‌افتد غزل ۲۵۳ - مه چنین دلستان نمی‌افتد غزل ۲۵۴ - لطافت دهنش در بیان نمی‌گنجد غزل ۲۵۵ - اگر آن ماه مهربان گردد غزل ۲۵۶ - ز جام عشق تو عقلم خراب می‌گردد غزل ۲۵۷ - چه بادست اینکه می‌آید که بوی یار ما دارد غزل ۲۵۸ - در راه قربت ما ره‌بان چه کار دارد غزل ۲۵۹ - با درد دردنوشان درمان چه کار دارد غزل ۲۶۰ - درد محبت درمان ندارد غزل ۲۶۱ - کسی کو دل بر جانان ندارد غزل ۲۶۲ - آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد غزل ۲۶۳ - هر کو بصری دارد با او نظری دارد غزل ۲۶۴ - دل من باز هوای سر کوئی دارد غزل ۲۶۵ - کدام یار که ما را پیام یار آرد غزل ۲۶۶ - چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد غزل ۲۶۷ - خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد غزل ۲۶۸ - نقاش که او صورت ارژنگ نگارد غزل ۲۶۹ - کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد غزل ۲۷۰ - دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد غزل ۲۷۱ - قصه غصه فرهاد بشیرین که برد غزل ۲۷۲ - پیغام بلبلان بگلستان که می‌برد غزل ۲۷۳ - توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد غزل ۲۷۴ - سپیده‌دم که صبا دامن سمن بدرد غزل ۲۷۵ - تاجداری کند آنکس که ز سردر گذرد غزل ۲۷۶ - خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد غزل ۲۷۷ - ترک من ترک من گرفت و خطا کرد غزل ۲۷۸ - چو شام شد بشبستان باید کرد غزل ۲۷۹ - به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد غزل ۲۸۰ - ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد غزل ۲۸۱ - جان توجه بروی مهوش کرد غزل ۲۸۲ - باز عزم شراب خواهم کرد غزل ۲۸۳ - مه را اگر از مشک ز ره پوش توان کرد غزل ۲۸۴ - بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد غزل ۲۸۵ - پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد غزل ۲۸۶ - بر سر کوی تو اندیشهٔ جان نتوان کرد غزل ۲۸۷ - هر کو چو شمع ز آتش دل تاج سر نکرد غزل ۲۸۸ - سپیده‌دم که صبا بر چمن گذر می‌کرد غزل ۲۸۹ - طوطی از پستهٔ تنگ تو شکر گرد آورد غزل ۲۹۰ - سوز غم تو آتشم از جان بر آورد غزل ۲۹۱ - من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد غزل ۲۹۲ - گل نهالی به بوستان آورد غزل ۲۹۳ - کس نیست که دست من غمخوار بگیرد غزل ۲۹۴ - چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد غزل ۲۹۵ - دلم دیده از دوستان برنگیرد غزل ۲۹۶ - دلم که حلقهٔ گیسوی یار می‌گیرد غزل ۲۹۷ - طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد غزل ۲۹۸ - مرغ در راه او پر اندازد غزل ۲۹۹ - چون طوطی خط تو پر بر شکر اندازد غزل ۳۰۰ - تا برآید نفس از عشق دمی باید زد غزل ۳۰۱ - وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد غزل ۳۰۲ - صحبت جان جهان جان و جهان می‌ارزد غزل ۳۰۳ - حدیث آرزومندی جوابی هم نمی‌ارزد غزل ۳۰۴ - بهار دهر بباد خزان نمی‌ارزد غزل ۳۰۵ - همه گنج جهان ماری نیرزد غزل ۳۰۶ - دلا سود عالم زیانی نیرزد غزل ۳۰۷ - چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد غزل ۳۰۸ - آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد غزل ۳۰۹ - آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد غزل ۳۱۰ - کسی کزان سر زلف دو تا نمی‌ترسد غزل ۳۱۱ - دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد غزل ۳۱۲ - این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می‌رسد غزل ۳۱۳ - خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد غزل ۳۱۴ - گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد غزل ۳۱۵ - درد غم عشق را طبیب نباشد غزل ۳۱۶ - شام شکستگان را هرگز سحر نباشد غزل ۳۱۷ - روی نکو بی وجود ناز نباشد غزل ۳۱۸ - مردان این قدم را باید که سر نباشد غزل ۳۱۹ - کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد غزل ۳۲۰ - ز حال بی‌خبرانت خبر نمی‌باشد غزل ۳۲۱ - تا چین آن دو زلف سمن‌سا پدید شد غزل ۳۲۲ - مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد غزل ۳۲۳ - دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد غزل ۳۲۴ - هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد غزل ۳۲۵ - اسیر قید محبت ز جان نیندیشد غزل ۳۲۶ - گر دلم روز وداع از پی محمل می‌شد غزل ۳۲۷ - ایکه از شرمت خوی از رخسارهٔ خور می‌چکد غزل ۳۲۸ - یارش نتوان گفت که از یار بنالد غزل ۳۲۹ - نی ز دود دل پرآتش ما می‌نالد غزل ۳۳۰ - لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد غزل ۳۳۱ - ماه فرو رفت و آفتاب برآمد غزل ۳۳۲ - خسرو انجم بگه بام برآمد غزل ۳۳۳ - وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد غزل ۳۳۴ - از صومعه پیری بخرابات درآمد غزل ۳۳۵ - شکر تنگ تو تنگ شکر آمد غزل ۳۳۶ - مراد بین که به پیش مرید باز آمد غزل ۳۳۷ - یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد غزل ۳۳۸ - بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد غزل ۳۳۹ - عید آمد و آنماه دلافروز نیامد غزل ۳۴۰ - سریست مرا با تو که اغیار نداند غزل ۳۴۱ - کس حال من سوخته جز شمع نداند غزل ۳۴۲ - عجب دارم گر او حالم نداند غزل ۳۴۳ - حدیث جان به جز جانان نداند غزل ۳۴۴ - که می‌رود که پیامم به شهریار رساند غزل ۳۴۵ - درد من دلخسته بدرمان که رساند غزل ۳۴۶ - گویند که صبرآتش عشقت بنشاند غزل ۳۴۷ - ماجرائی که دل سوخته می‌پوشاند غزل ۳۴۸ - دل بدست یار و غم در دل بماند غزل ۳۴۹ - ما برکنار و با تو کمر در میان بماند غزل ۳۵۰ - حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند غزل ۳۵۱ - هر که را سکه درستست بزر باز نماند غزل ۳۵۲ - گل اندامی که گلگون می‌دواند غزل ۳۵۳ - اگر ز پیش برانی مرا که برخواند غزل ۳۵۴ - آن خط شب مثال که بر خور نوشته‌اند غزل ۳۵۵ - رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند غزل ۳۵۶ - خورشید را ز مشک زره پوش کرده‌اند غزل ۳۵۷ - شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده‌اند غزل ۳۵۸ - زنده‌اند آنها که پیش چشم خوبان مرده‌اند غزل ۳۵۹ - خورشید را به سایهٔ شب در نشانده‌اند غزل ۳۶۰ - این دلبران که پرده برخ در کشیده‌اند غزل ۳۶۱ - زهی زلفت گرهگیری پر از بند غزل ۳۶۲ - ای ساربان به قتل ضعیفان کمر مبند غزل ۳۶۳ - عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند غزل ۳۶۴ - همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند غزل ۳۶۵ - دل مجروح مرا آگهی از جان دادند غزل ۳۶۶ - دوش چون در شکن طرهٔ شب چین دادند غزل ۳۶۷ - این چه نامه‌ست که از کشور یار آوردند غزل ۳۶۸ - خیمهٔ نوروز بر صحرا زدند غزل ۳۶۹ - ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند غزل ۳۷۰ - ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند غزل ۳۷۱ - مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند غزل ۳۷۲ - چون ترک من سپاه حبش برختن زند غزل ۳۷۳ - هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می‌زند غزل ۳۷۴ - تا درد نیابند دوا را نشناسند غزل ۳۷۵ - ساقیا می زین فزون‌تر کن که میخواران بسند غزل ۳۷۶ - چو خط سبز تو بر آفتاب بنویسند غزل ۳۷۷ - هر نسخه که در وصف خط یار نویسند غزل ۳۷۸ - می‌کشندم بخرابات و در آن می‌کوشند غزل ۳۷۹ - در آن مجلس که جام عشق نوشند غزل ۳۸۰ - کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند غزل ۳۸۱ - نور رویت تاب در شمع شبستان افکند غزل ۳۸۲ - ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند غزل ۳۸۳ - آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند غزل ۳۸۴ - هیچکس نیست که وصل تو تمنا نکند غزل ۳۸۵ - جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند غزل ۳۸۶ - گمان مبر که دلم میل دوستان نکند غزل ۳۸۷ - سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند غزل ۳۸۸ - چنانکه صید دل آن چشم آهوانه کند غزل ۳۸۹ - چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند غزل ۳۹۰ - ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند غزل ۳۹۱ - گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند غزل ۳۹۲ - سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند غزل ۳۹۳ - طره‌های تو کمند افکن طرارانند غزل ۳۹۴ - مستم آنجا مبر ای یار که سرمستانند غزل ۳۹۵ - چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند غزل ۳۹۶ - صوفی اگرش بادهٔ صافی نچشانند غزل ۳۹۷ - چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند غزل ۳۹۸ - ساقیان چون دم از شراب زنند غزل ۳۹۹ - چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند غزل ۴۰۰ - پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند غزل ۴۰۱ - پری رخان که برخ رشک لعبت چینند غزل ۴۰۲ - اهل دل پیش تو مردن ز خدا می‌خواهند غزل ۴۰۳ - عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند غزل ۴۰۴ - اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند غزل ۴۰۵ - بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند غزل ۴۰۶ - تنم تنها نمی‌خواهد که در کاشانه بنشیند غزل ۴۰۷ - به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند غزل ۴۰۸ - دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود غزل ۴۰۹ - آن رفت که میل دل من سوی شما بود غزل ۴۱۰ - گردون کنایتی ز سر بام ما بود غزل ۴۱۱ - یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود غزل ۴۱۲ - مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود غزل ۴۱۳ - اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود غزل ۴۱۴ - تا ترا برگ ما نخواهد بود غزل ۴۱۵ - ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود غزل ۴۱۶ - دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود غزل ۴۱۷ - یاد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود غزل ۴۱۸ - دوشم وطن به جز در دیر مغان نبود غزل ۴۱۹ - بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود غزل ۴۲۰ - دیشب همه منزل من کوی مغان بود غزل ۴۲۱ - بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود غزل ۴۲۲ - آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود غزل ۴۲۳ - آندم که نه شمع و نه لگن بود غزل ۴۲۴ - وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود غزل ۴۲۵ - مشنو که چراغ دل من روی تو نبود غزل ۴۲۶ - دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود غزل ۴۲۷ - شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود غزل ۴۲۸ - مرا وقتی نگاری خرگهی بود غزل ۴۲۹ - راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود غزل ۴۳۰ - نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود غزل ۴۳۱ - ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود غزل ۴۳۲ - تشنهٔ غنچه سیراب ترا آب چه سود غزل ۴۳۳ - باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود غزل ۴۳۴ - ایکه هر دم عنبرت بر نسترن چنبر شود غزل ۴۳۵ - هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود غزل ۴۳۶ - بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود غزل ۴۳۷ - گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود غزل ۴۳۸ - گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود غزل ۴۳۹ - عجب از قافله دارم که بدر می‌نشود غزل ۴۴۰ - زهی لعل تو در درج منضود غزل ۴۴۱ - مهرهٔ مهر چو از حقه مینا بنمود غزل ۴۴۲ - چشمت دل پر ز تاب خواهد غزل ۴۴۳ - دلم بی وصل جانان جان نخواهد غزل ۴۴۴ - جان بر افشان اگرت صحبت جانان باید غزل ۴۴۵ - هرکه با نرگس سرمست تو در کار آید غزل ۴۴۶ - سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید غزل ۴۴۷ - پیداست که از دود دم ما چه برآید غزل ۴۴۸ - بسالی کی چنان ماهی برآید غزل ۴۴۹ - گوئی بت من چون ز شبستان بدر آید غزل ۴۵۰ - به خشم رفتهٔ ما گر به صلح باز آید غزل ۴۵۱ - بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید غزل ۴۵۲ - عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید غزل ۴۵۳ - چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید غزل ۴۵۴ - نسیم باد صبا چون ز بوستان آید غزل ۴۵۵ - یا رب این هدهد میمون ز کجا می‌آید غزل ۴۵۶ - گلی به رنگ تو از غنچه بر نمی‌آید غزل ۴۵۷ - این چه بادست که از سوی چمن می‌آید غزل ۴۵۸ - کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید غزل ۴۵۹ - مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید غزل ۴۶۰ - ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید غزل ۴۶۱ - کسی را از تو کامی برنیاید غزل ۴۶۲ - مهی چون او به ماهی برنیاید غزل ۴۶۳ - در پای تو هرکس که سر انداز نیاید غزل ۴۶۴ - جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید غزل ۴۶۵ - به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید غزل ۴۶۶ - وهم بسی رفت و مکانش ندید غزل ۴۶۷ - صبح چون گلشن جمال تو دید غزل ۴۶۸ - جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید غزل ۴۶۹ - مستم ز در خانهٔ خمار برآرید غزل ۴۷۰ - سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید غزل ۴۷۱ - آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید غزل ۴۷۲ - دوش چون موکب سلطان خیالش برسید غزل ۴۷۳ - حدیث شمع از پروانه پرسید غزل ۴۷۴ - سخن یار ز اغیار بباید پوشید غزل ۴۷۵ - همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید غزل ۴۷۶ - آن شکر لب که نباتش ز شکر می‌روید غزل ۴۷۷ - کیست که با من حدیث یار بگوید غزل ۴۷۸ - ز شهریار که آید که حال یار بگوید غزل ۴۷۹ - مرغ جم باز حدیثی ز سبا می‌گوید غزل ۴۸۰ - دست گیرید و بدستم می گلفام دهید غزل ۴۸۱ - ای پرده سرایان که درین پرده سرائید غزل ۴۸۲ - خدا را از سر زاری بگوئید غزل ۴۸۳ - ای پیر مغان شربتم از درد مغان آر غزل ۴۸۴ - زهی تاری ز زلفت مشگ تاتار غزل ۴۸۵ - مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار غزل ۴۸۶ - ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار غزل ۴۸۷ - برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار غزل ۴۸۸ - طره بفشان و مرا بیش پریشان مگذار غزل ۴۸۹ - بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار غزل ۴۹۰ - چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار غزل ۴۹۱ - ماه یا جنتست یا رخسار غزل ۴۹۲ - ای نغمهٔ خوشت دم داود را شعار غزل ۴۹۳ - سبحان من یسبحه الرمل فی القفار غزل ۴۹۴ - قلم گرفتم و می‌خواستم که بر طومار غزل ۴۹۵ - منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار غزل ۴۹۶ - ای خوشا وصل یار و فصل بهار غزل ۴۹۷ - حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار غزل ۴۹۸ - مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار غزل ۴۹۹ - آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر غزل ۵۰۰ - ما را ز پردهٔ تو دل از پرده شد بدر غزل ۵۰۱ - ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر غزل ۵۰۲ - شمسهٔ چین را طلوع ازطرف بغتاقش نگر غزل ۵۰۳ - ای تتق بسته از تیره شب برقمر غزل ۵۰۴ - بوستان جنتست و سروم حور غزل ۵۰۵ - زهی طناب سراپردهٔ تو گیسوی حور غزل ۵۰۶ - گر یار یار باشدت ای یار غم مخور غزل ۵۰۷ - دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور غزل ۵۰۸ - برافکن سایبان ظلمت از نور غزل ۵۰۹ - بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور غزل ۵۱۰ - پندم به چه عقل می‌دهد پیر غزل ۵۱۱ - معلوم نگردد سخن عشق بتقریر غزل ۵۱۲ - فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر غزل ۵۱۳ - برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر غزل ۵۱۴ - با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر غزل ۵۱۵ - بیدلی گردل ز دلبر برنگیرد گومگیر غزل ۵۱۶ - ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر غزل ۵۱۷ - دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر غزل ۵۱۸ - کار من شکسته بسامان رسید باز غزل ۵۱۹ - ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز غزل ۵۲۰ - بستیم دل در آن سر زلف دراز باز غزل ۵۲۱ - چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز غزل ۵۲۲ - خادمهٔ عود سوز مطربهٔ عود ساز غزل ۵۲۳ - ای شده بر مه ز شبه مهره ساز غزل ۵۲۴ - پیش عاقل نیاز چیست نماز غزل ۵۲۵ - کجا بود من مدهوش را حضور نماز غزل ۵۲۶ - بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز غزل ۵۲۷ - روز عیش و طرب و عید صیامست امروز غزل ۵۲۸ - این غزل یک دو نوبت از سرسوز غزل ۵۲۹ - در جهان قصه حسن تو نشد فاش هنوز غزل ۵۳۰ - برگ نسرین ترا بی خار می‌یابم هنوز غزل ۵۳۱ - نشست شمع سحر ای چراغ مجلسیان خیز غزل ۵۳۲ - بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز غزل ۵۳۳ - ای دلم را شکر جان‌پرورت چون جان عزیز غزل ۵۳۴ - ز لعل عیسویان قصهٔ مسیحا پرس غزل ۵۳۵ - معنی این صورت از صورتگران چین بپرس غزل ۵۳۶ - ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ئی نفس غزل ۵۳۷ - نه مرا بر سر کوی تو به جز سایه جلیس غزل ۵۳۸ - به فلک می‌رسد خروش خروس غزل ۵۳۹ - الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش غزل ۵۴۰ - کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش غزل ۵۴۱ - یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش غزل ۵۴۲ - زهی مستی من ز بادام مستش غزل ۵۴۳ - مستم ز دو چشم نیمه مستش غزل ۵۴۴ - مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش غزل ۵۴۵ - رخت شمع شبستان می‌نهندش غزل ۵۴۶ - سرو را پای به گل می‌رود از رفتارش غزل ۵۴۷ - رقیب اگر بجفا باز داردم ز درش غزل ۵۴۸ - گلزار جنتست رخ حور پیکرش غزل ۵۴۹ - آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش غزل ۵۵۰ - هر دل غمزده کان غمزه بود غمازش غزل ۵۵۱ - رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش غزل ۵۵۲ - گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش غزل ۵۵۳ - آه از آن یار که نبود خبر از یارانش غزل ۵۵۴ - اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش غزل ۵۵۵ - دگر وجود ندارد لطیفه‌ئی ز دهانش غزل ۵۵۶ - بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش غزل ۵۵۷ - آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش غزل ۵۵۸ - حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش غزل ۵۵۹ - ترک خنجرکش لشکرشکن ترلک پوش غزل ۵۶۰ - ای شب زلفت غالیه سا وی مه رویت غالیه پوش غزل ۵۶۱ - ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش غزل ۵۶۲ - ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش غزل ۵۶۳ - ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش غزل ۵۶۴ - سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش غزل ۵۶۵ - چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش غزل ۵۶۶ - ای دل مکن انکار و از این کار میندیش غزل ۵۶۷ - پرده از رخ بفکن ای خود پردهٔ رخسار خویش غزل ۵۶۸ - آورده ایم روی بسوی دیار خویش غزل ۵۶۹ - به شهریار بگوئید حال این درویش غزل ۵۷۰ - به بزمگاه صبوحی کنون بمجلس خاص غزل ۵۷۱ - بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص غزل ۵۷۲ - بسوز سینه رسند اهل دل بذوق سماع غزل ۵۷۳ - بیار باده که وقت گلست و موسم باغ غزل ۵۷۴ - چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف غزل ۵۷۵ - شمیم باغ بهشتست با نسیم عراق غزل ۵۷۶ - ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق غزل ۵۷۷ - چو حرفی بخوانی ز طومار عشق غزل ۵۷۸ - طفل بود در نظر پیر عشق غزل ۵۷۹ - باز برافراختیم رایت سلطان عشق غزل ۵۸۰ - سری بالعیس اصحابی ولی فی العیس معشوق غزل ۵۸۱ - ای سرو خرامندهٔ بستان حقایق غزل ۵۸۲ - نکهت روضهٔ خلدست که می‌بیزد مشک غزل ۵۸۳ - وه چه شیرینست لعلش اندرو پنهان نمک غزل ۵۸۴ - دیدم از دور بتی کاکلکش مشکینک غزل ۵۸۵ - ای روان از شکر تنگ تو شکر تنگ تنگ غزل ۵۸۶ - نیستی آنکه زنی شیشهٔ هستی برسنگ غزل ۵۸۷ - چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال غزل ۵۸۸ - یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال غزل ۵۸۹ - گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال غزل ۵۹۰ - سبحان من تقدس بالعز و الجلال غزل ۵۹۱ - زهی ز بادهٔ لعلت در آتش آب زلال غزل ۵۹۲ - ای سواد خط توشرح مصابیح جمال غزل ۵۹۳ - زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال غزل ۵۹۴ - زهی زلفت شکسته نرخ سنبل غزل ۵۹۵ - شب رحیل ز افغان خستگان مراحل غزل ۵۹۶ - ای دل من بسته در آن زنجیر سمن‌سا دل غزل ۵۹۷ - دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل غزل ۵۹۸ - ای ماه تو مهر انور دل غزل ۵۹۹ - دلم ربودی و رفتی ولی نمی‌روی از دل غزل ۶۰۰ - ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل غزل ۶۰۱ - رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل غزل ۶۰۲ - مرا که راه نماید کنون به خانهٔ دل غزل ۶۰۳ - گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل غزل ۶۰۴ - مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل غزل ۶۰۵ - ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل غزل ۶۰۶ - هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل غزل ۶۰۷ - باغبان گو برو باد مپیما کز گل غزل ۶۰۸ - خوشا با دوستان در بوستان گل غزل ۶۰۹ - مرا که نیست بخاک درت امید وصول غزل ۶۱۰ - یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول غزل ۶۱۱ - سپیده دم که برآمد خروش بانگ رحیل غزل ۶۱۲ - نوبتی صبح برآمد ببام غزل ۶۱۳ - برآمد بانگ مرغ و نوبت بام غزل ۶۱۴ - آفتابست یا ستارهٔ بام غزل ۶۱۵ - تبت یا ذا الجلال و الا کرام غزل ۶۱۶ - خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام غزل ۶۱۷ - مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام غزل ۶۱۸ - عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام غزل ۶۱۹ - حن فی روض الهوی قلبی کماناح الحمام غزل ۶۲۰ - گر چه من آب رخ از خاک درت یافته‌ام غزل ۶۲۱ - من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام غزل ۶۲۲ - سلامی به جانان فرستاده‌ام غزل ۶۲۳ - گر نگویم دوستی از دوستانت بوده‌ام غزل ۶۲۴ - هیچ می‌دانی که دیشب در غمش چون بوده‌ام غزل ۶۲۵ - چو نام تو در نامه‌ئی دیده‌ام غزل ۶۲۶ - هردم آرد باد صبح از روضهٔ رضوان پیام غزل ۶۲۷ - چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم غزل ۶۲۸ - دل گل زنده گردد از دم خم غزل ۶۲۹ - ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم غزل ۶۳۰ - چو چشم مست تو می پرستم غزل ۶۳۱ - ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم غزل ۶۳۲ - من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم غزل ۶۳۳ - امروز که من عاشق و دیوانه و مستم غزل ۶۳۴ - تخفیف کن از دور من این باده که مستم غزل ۶۳۵ - رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم غزل ۶۳۶ - روزگاری روی در روی نگاری داشتم غزل ۶۳۷ - صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم غزل ۶۳۸ - بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم غزل ۶۳۹ - در چمن دوش ببوی تو گذر می‌کردم غزل ۶۴۰ - می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم غزل ۶۴۱ - عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم غزل ۶۴۲ - گر می‌کشندم ور می‌کشندم غزل ۶۴۳ - وقتست کز ورای سراپردهٔ عدم غزل ۶۴۴ - با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم غزل ۶۴۵ - رخشنده‌تر از مهر رخش ماه ندیدم غزل ۶۴۶ - نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم غزل ۶۴۷ - روزی به سر کوی خرابات رسیدم غزل ۶۴۸ - نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم غزل ۶۴۹ - بلبلان که رساند نسیم باغ ارم غزل ۶۵۰ - ایدل ار خواهی به دولتخانهٔ جانت برم غزل ۶۵۱ - دوش می‌آید نگار بربرم غزل ۶۵۲ - چو برکشی علم قربت از حریم حرم غزل ۶۵۳ - بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم غزل ۶۵۴ - اشکست که می‌گردد در کوی تو همرازم غزل ۶۵۵ - بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم غزل ۶۵۶ - ای روی تو چشمهٔ خور چشم غزل ۶۵۷ - ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم غزل ۶۵۸ - تا چند به شادی می غمهای تو نوشم غزل ۶۵۹ - می‌درم جامه و از مدعیان می‌پوشم غزل ۶۶۰ - ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم غزل ۶۶۱ - من بار هجر می‌کشم و ناقه محملم غزل ۶۶۲ - آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم غزل ۶۶۳ - من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم غزل ۶۶۴ - من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم غزل ۶۶۵ - گر من خمار خود ز لب یار بشکنم غزل ۶۶۶ - ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم غزل ۶۶۷ - نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم غزل ۶۶۸ - مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم غزل ۶۶۹ - گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم غزل ۶۷۰ - آن ماه پری رخ را در خانه نمی‌بینم غزل ۶۷۱ - خرم آنروز که از خطهٔ کرمان بروم غزل ۶۷۲ - من بیدل نگر از صحبت جانان محروم غزل ۶۷۳ - این چه بادست کزو بوی شما می‌شنوم غزل ۶۷۴ - این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم غزل ۶۷۵ - حکایت رخت از آفتاب می‌شنوم غزل ۶۷۶ - نسیم زلف تو از نوبهار می‌شنوم غزل ۶۷۷ - مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم غزل ۶۷۸ - با لعل او ز جوهر جان در گذشته‌ایم غزل ۶۷۹ - ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته‌ایم غزل ۶۸۰ - ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده‌ایم غزل ۶۸۱ - چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده‌ایم غزل ۶۸۲ - به گدائی به سر کوی شما آمده‌ایم غزل ۶۸۳ - باز هشیار برون رفته و مست آمده‌ایم غزل ۶۸۴ - ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده‌ایم غزل ۶۸۵ - ما به نظارهٔ رویت بجهان آمده‌ایم غزل ۶۸۶ - کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده‌ایم غزل ۶۸۷ - اشارت کرده بودی تا بیایم غزل ۶۸۸ - ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم غزل ۶۸۹ - ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم غزل ۶۹۰ - مردیم در خمار و شرابی نیافتیم غزل ۶۹۱ - آنکه لعلش عین آب زندگانی یافتیم غزل ۶۹۲ - ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم غزل ۶۹۳ - دو جان وقف حریم حرم او کردیم غزل ۶۹۴ - اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم غزل ۶۹۵ - دل به دست غم سودای تو دادیم و شدیم غزل ۶۹۶ - گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم غزل ۶۹۷ - باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم غزل ۶۹۸ - شمع بنشست ز باد سحری خیز ندیم غزل ۶۹۹ - نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم غزل ۷۰۰ - ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم غزل ۷۰۱ - از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم غزل ۷۰۲ - داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم غزل ۷۰۳ - ما مست می لعل روان پرور یاریم غزل ۷۰۴ - اکنون که از بهشت نشان می‌دهد نسیم غزل ۷۰۵ - کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم غزل ۷۰۶ - ما جرعه چشانیم ولی خضر وشانیم غزل ۷۰۷ - خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم غزل ۷۰۸ - خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم غزل ۷۰۹ - خیز تا باده در پیاله کنیم غزل ۷۱۰ - نشان دل بی نشان از که جویم غزل ۷۱۱ - دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم غزل ۷۱۲ - درد دل خویش با که گویم غزل ۷۱۳ - ز باد نکهت دو تات می‌جوئیم غزل ۷۱۴ - ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان غزل ۷۱۵ - ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان غزل ۷۱۶ - ای رخ تو قبلهٔ خورشید پرستان غزل ۷۱۷ - چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان غزل ۷۱۸ - ای چشم تو چشم‌بند مستان غزل ۷۱۹ - ببوستان می گل بوی لاله گون مستان غزل ۷۲۰ - نرگس مستت فتنهٔ مستان غزل ۷۲۱ - ای بوستان عارض تو گلستان جان غزل ۷۲۲ - ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان غزل ۷۲۳ - ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان غزل ۷۲۴ - ای می لعل تو کام رندان غزل ۷۲۵ - به من رسید نوید وصال دلداران غزل ۷۲۶ - چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران غزل ۷۲۷ - ای غمزهٔ جادویت افسونگر بیماران غزل ۷۲۸ - تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران غزل ۷۲۹ - چه خوش باشد میان لاله زاران غزل ۷۳۰ - ای نسیم سحری بوی بهارم برسان غزل ۷۳۱ - ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان غزل ۷۳۲ - یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان غزل ۷۳۳ - در تابم از دو هندوی آتش پرستشان غزل ۷۳۴ - خوشا چشمی که بیند روی ترکان غزل ۷۳۵ - خوشا صبح و صبوحی با همالان غزل ۷۳۶ - ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان غزل ۷۳۷ - دلا از جان زبان درکش که جانان غزل ۷۳۸ - زهی روی تو صبح شب نشینان غزل ۷۳۹ - ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان غزل ۷۴۰ - سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن غزل ۷۴۱ - نه درد عشق می‌یارم نهفتن غزل ۷۴۲ - نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن غزل ۷۴۳ - دوش چون از لعل میگون تو می‌گفتم سخن غزل ۷۴۴ - هندوی آن کاکل ترکانه می‌باید شدن غزل ۷۴۵ - بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن غزل ۷۴۶ - بر اشکم کهربا آبیست روشن غزل ۷۴۷ - ترا که گفت که قصد دل شکستهٔ ما کن غزل ۷۴۸ - ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن غزل ۷۴۹ - وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن غزل ۷۵۰ - ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن غزل ۷۵۱ - خویش را در کوی بیخویشی فکن غزل ۷۵۲ - امشب ای یار قصد خواب مکن غزل ۷۵۳ - جان بده یا دگر اندیشهٔ جانانه مکن غزل ۷۵۴ - ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن غزل ۷۵۵ - بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن غزل ۷۵۶ - بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن غزل ۷۵۷ - هر کس که برگرفت دل از جان چنانکه من غزل ۷۵۸ - گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون غزل ۷۵۹ - ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون غزل ۷۶۰ - به عقل کی متصور شود فنون جنون غزل ۷۶۱ - زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن غزل ۷۶۲ - سنبل سیه بر سمن مزن غزل ۷۶۳ - خط زنگاری نگر از سبزه بر گرد سمن غزل ۷۶۴ - ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن غزل ۷۶۵ - خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین غزل ۷۶۶ - هر زمان آهنگ بیزاریش بین غزل ۷۶۷ - زهی خطی به خطا برده سوی خطهٔ چین غزل ۷۶۸ - ای شام زلفت بتخانهٔ چین غزل ۷۶۹ - تحیتی چو هوای ریاض خلد برین غزل ۷۷۰ - آن لب شیرین همچون جان شیرین غزل ۷۷۱ - کیست که گوید ببارگاه سلاطین غزل ۷۷۲ - هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین غزل ۷۷۳ - نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین غزل ۷۷۴ - سرو را گل یار نبود گر بود نبود چنین غزل ۷۷۵ - صید شیران می‌کند آهوی روبه باز او غزل ۷۷۶ - ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او غزل ۷۷۷ - آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او غزل ۷۷۸ - خوشا کشته برطرف میدان او غزل ۷۷۹ - به آفتاب جهانتاب سایه پرور تو غزل ۷۸۰ - ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو غزل ۷۸۱ - ای هیچ در میان نه ز موی میان تو غزل ۷۸۲ - برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو غزل ۷۸۳ - ای شب قدر بیدلان طرهٔ دلربای تو غزل ۷۸۴ - ای چراغ دیدهٔ جان روی تو غزل ۷۸۵ - ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو غزل ۷۸۶ - صبحست ساقیا می چون آفتاب کو غزل ۷۸۷ - دوش می‌کردم سوال از جان که آن جانانه کو غزل ۷۸۸ - مرا ز هجر تو امید زندگانی کو غزل ۷۸۹ - که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو غزل ۷۹۰ - ای صبا حال جگر گوشهٔ ما چیست بگو غزل ۷۹۱ - نفحهٔ گلشن عشق از نفس ما بشنو غزل ۷۹۲ - آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه غزل ۷۹۳ - ای سنبلهٔ زلف تو خرمن زده بر ماه غزل ۷۹۴ - ای روانم بلب لعل تو آورده پناه غزل ۷۹۵ - مه بی مهر من ز شعر سیاه غزل ۷۹۶ - روی این چرخ سیه روی ستمکاره سیاه غزل ۷۹۷ - ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته غزل ۷۹۸ - ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته غزل ۷۹۹ - قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته غزل ۸۰۰ - ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته غزل ۸۰۱ - ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته غزل ۸۰۲ - ای سنبل تازه دسته بسته غزل ۸۰۳ - خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته غزل ۸۰۴ - ای سر زلف تو درحلقه و تاب افتاده غزل ۸۰۵ - ای ملک دلم خراب کرده غزل ۸۰۶ - تخت خیری بین دگر بر تختهٔ خارا زده غزل ۸۰۷ - ای لبت خنده بر شراب زده غزل ۸۰۸ - ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده غزل ۸۰۹ - آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده غزل ۸۱۰ - چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده غزل ۸۱۱ - ای پسر دامن اهل قدم از دست مده غزل ۸۱۲ - ای بی تو مرا پر آب دیده غزل ۸۱۳ - زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده غزل ۸۱۴ - زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده غزل ۸۱۵ - زهی جمال تو خورشید مشرق دیده غزل ۸۱۶ - بساز چارهٔ این دردمند بیچاره غزل ۸۱۷ - برآمد ماهم از میدان سواره غزل ۸۱۸ - ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه غزل ۸۱۹ - پری رخا منه از دست یکزمان شیشه غزل ۸۲۰ - ای از گل رخسار تو خون در دل لاله غزل ۸۲۱ - ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله غزل ۸۲۲ - دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه غزل ۸۲۳ - پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی غزل ۸۲۴ - باز هر چند که در دست شهان دارد جای غزل ۸۲۵ - از برای دلم ای مطربهٔ پرده‌سرای غزل ۸۲۶ - مهست یا رخ آن آفتاب مهر افزای غزل ۸۲۷ - پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای غزل ۸۲۸ - ای روضهٔ رضوان ز سر کوی تو بابی غزل ۸۲۹ - ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی غزل ۸۳۰ - بیار ای لعبت ساقی شرابی غزل ۸۳۱ - زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنابی غزل ۸۳۲ - دلا تا طلعت سلمی نیابی غزل ۸۳۳ - خود پرستی مکن ار زانکه خدا می‌طلبی غزل ۸۳۴ - ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی غزل ۸۳۵ - در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی غزل ۸۳۶ - یا من قریرة مقلتی لقیاک غایة منیتی غزل ۸۳۷ - چو دستان برکشد مرغ صراحی غزل ۸۳۸ - ز رارض دار سعدی یا بارق الغوادی غزل ۸۳۹ - چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی غزل ۸۴۰ - گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی غزل ۸۴۱ - چه کرده‌ام که به یک بارم از نظر بفکندی غزل ۸۴۲ - کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی غزل ۸۴۳ - یاد باد آنکه دلم را مدد جان بودی غزل ۸۴۴ - گر آن مه در نظر بودی چه بودی غزل ۸۴۵ - ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی غزل ۸۴۶ - هیچ شکر چو آن دهان دیدی غزل ۸۴۷ - چه خوش باشد دمی با دوستداری غزل ۸۴۸ - تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری غزل ۸۴۹ - یا باری البرایا یا زاری الذراری غزل ۸۵۰ - آب رخ ما بری و باد شماری غزل ۸۵۱ - ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری غزل ۸۵۲ - ای نفس مشک بیز باد بهاری غزل ۸۵۳ - بخوبی چو یار من نباشد یاری غزل ۸۵۴ - ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری غزل ۸۵۵ - ای که بر دیدهٔ صاحب‌نظران می‌گذری غزل ۸۵۶ - گل سوری دگر بجلوه گری غزل ۸۵۷ - چو چشم مست تو با خواب می‌کند بازی غزل ۸۵۸ - میا در قلب عشق ایدل که بازی نیست جانبازی غزل ۸۵۹ - گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی غزل ۸۶۰ - سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی غزل ۸۶۱ - اگر تو عشق نبازی به عمر خویش چه نازی؟ غزل ۸۶۲ - صبح وصل از افق مهر بر آید روزی غزل ۸۶۳ - ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی غزل ۸۶۴ - در دلم بود کزین پس ندهم دل بکسی غزل ۸۶۵ - تو چون قربان نمی‌گردی کجا همکیش ما باشی غزل ۸۶۶ - گر بفریب می‌کشی ور بعتاب می‌کشی غزل ۸۶۷ - یا حادی‌النیاق قد ذبت فی‌الفراق غزل ۸۶۸ - شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی غزل ۸۶۹ - تشنه‌ام تا بکی آخر بده آبی ساقی غزل ۸۷۰ - تبسمت الزهر والمزن باک غزل ۸۷۱ - دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی غزل ۸۷۲ - چون نیست ما را با او وصالی غزل ۸۷۳ - دوش بر طرف چمن گلبانگ می‌زد بلبلی غزل ۸۷۴ - خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی غزل ۸۷۵ - راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی غزل ۸۷۶ - یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی غزل ۸۷۷ - یا ملولا عن سلامی انت فی‌الدنیا مرامی غزل ۸۷۸ - گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی غزل ۸۷۹ - کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی غزل ۸۸۰ - ای رفته پیش چشمهٔ نوش تو آب می غزل ۸۸۱ - ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی غزل ۸۸۲ - روی تو گر بدیدمی جان بتو بر فشاندمی غزل ۸۸۳ - حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می غزل ۸۸۴ - بادهٔ گلگون مرا و طلعت سلمی غزل ۸۸۵ - ای از حیای لعل لبت آب گشته می غزل ۸۸۶ - ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی غزل ۸۸۷ - خرامنده سروی به رخ گلستانی غزل ۸۸۸ - چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی غزل ۸۸۹ - ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی غزل ۸۹۰ - برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی غزل ۸۹۱ - کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی غزل ۸۹۲ - به سر ماه فکنده طیلسانی غزل ۸۹۳ - دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی غزل ۸۹۴ - دی سیر برآمد دلم از روز جوانی غزل ۸۹۵ - گهم رانی و گه دشنام خوانی غزل ۸۹۶ - چگونه سرو روان گویمت که عین روانی غزل ۸۹۷ - سقی الله ایام وصل الغوانی غزل ۸۹۸ - اروض الخلدام مغنی الغوانی غزل ۸۹۹ - بدینسان که از ما جهانی جهانی غزل ۹۰۰ - نه آخر تو آنی که ما را زیانی غزل ۹۰۱ - مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی غزل ۹۰۲ - در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی غزل ۹۰۳ - ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی غزل ۹۰۴ - شاید آنزلف شکن بر شکن ار می‌شکنی غزل ۹۰۵ - نه عهد کرده‌ئی آخر که قصد ما نکنی غزل ۹۰۶ - مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی غزل ۹۰۷ - ای لاله زار آتش روی تو آب روی غزل ۹۰۸ - مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی غزل ۹۰۹ - ای صبا با بلبل خوشگوی گوی غزل ۹۱۰ - جان پرورم گهی که تو جانان من شوی غزل ۹۱۱ - ایکه گوئی کز چه رو سر گشته می‌کردی چو گوی غزل ۹۱۲ - چون نی سر گشتهٔ چوگان چو گوی غزل ۹۱۳ - ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی غزل ۹۱۴ - ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی غزل ۹۱۵ - ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی غزل ۹۱۶ - ای آینه قدرت بیچون الهی غزل ۹۱۷ - گر تو شیرین شکر لب بشکر خنده در آئی غزل ۹۱۸ - چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی غزل ۹۱۹ - خوشا وقتی که از بستانسرائی غزل ۹۲۰ - ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی غزل ۹۲۱ - گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی غزل ۹۲۲ - ایکه عنبر ز سر زلف تو دارد بوئی غزل ۹۲۳ - برخیز که بنشیند فریاد ز هر سوئی غزل ۹۲۴ - ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی غزل ۹۲۵ - من کیم زاری نزار افتاده‌ئی غزل ۹۲۶ - از مشک سوده دام بر آتش نهاده‌ئی غزل ۹۲۷ - گرد ماه از مشک چنبر کرده‌ئی غزل ۹۲۸ - از لب شیرین چون شکر نبات آورده‌ئی غزل ۹۲۹ - این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده‌ئی غزل ۹۳۰ - دیشب ای باد صبا گوئی که جائی بوده‌ئی غزل ۹۳۱ - آتش اندر آب هرگز دیده‌ئی غزل ۹۳۲ - دوش پیری یافتم در گوشهٔ میخانه‌ئی