هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از عشق عمیق و غیرقابل توصیف شاعر به معشوق سخن می‌گوید. شاعر از ناتوانی خود در بیان احساساتش، زیبایی بی‌نظیر معشوق و رنج‌های عشق می‌گوید. او تأکید می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند غم عشق را به طور کامل بیان کند و حتی زیبایی معشوق با عناصر طبیعی مانند سرو قابل مقایسه نیست.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و غم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۸۶ - بر سر کوی تو اندیشهٔ جان نتوان کرد

بر سر کوی تو اندیشهٔ جان نتوان کرد
پیش لعلت صفت زادهٔ کان نتوان کرد

مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهان
که به گل چشمهٔ خورشید نهان نتوان کرد

از میانت سر موئی ز کمر پرسیدم
گفت کان نکتهٔ باریک عیان نتوان کرد

با تو صد سال زبان قلم ار شرح دهد
شمه‌ئی از غم عشق تو بیان نتوان کرد

نوشداروی من از لعل تو می‌فرمایند
بشکر گر چه دوای خفقان نتوان کرد

ناوک غمزه‌ات از جوشن جانم بگذشت
در صف معرکه اندیشهٔ جان نتوان کرد

گر بتیغم بزنی از تو ننالم که ز دوست
زخم شمشیر توان خورد و فغان نتوان کرد

راستی گر چه ببالای تو می‌ماند سرو
نسبت قد تو با سرو روان نتوان کرد

خواجو از دور زمان آنچه ترا پیش آمد
جز بدوران زمان فکرت آن نتوان کرد
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۵ - پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۷ - هر کو چو شمع ز آتش دل تاج سر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.