هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد و شیدایی شاعر نسبت به معشوق است. شاعر با تکرار عبارت 'مشنو که' تأکید می‌کند که تمامی احساسات، افکار و حالات او به معشوق مرتبط است و هیچ چیز دیگری در جهان برایش اهمیت ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'دیوانگی' و 'آتش سودا' نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل دارند.

غزل ۴۲۵ - مشنو که چراغ دل من روی تو نبود

مشنو که چراغ دل من روی تو نبود
یا میل من سوخته دل سوی تو نبود

مشنو که هر آنکس خبر از عالم جانست
آئینه جانش رخ دلجوری تو نبود

مشنو که سر زلف عروسان بهاری
آشفتهٔ آن سنبل گلبوی تو نبود

مشنو که دل خستهٔ دیوانه ما را
شوریدگی از سلسلهٔ موی تو نبود

مشنو که گر آن طرهٔ زنگی وش هندوست
ترک فلکی بندهٔ هندوی تو نبود

مشنو که چو در گوشهٔ محراب کنم روی
چشمم همه در گوشهٔ ابروی تو نبود

مشنو که گر از هر دو جهان روی بتابم
مقصود من از هر دو جهان روی تو نبود

مشنو که شبی تا سحر از آتش سودا
منزلگه من خاک سر کوی تو نبود

مشنو که پریشانی و بیماری خواجو
از زلف کژ و غمزهٔ جادوی تو نبود
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۲۴ - وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود
گوهر بعدی:غزل ۴۲۶ - دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.