هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از دوری معشوق رنج می‌برد و از بی‌توجهی او شکایت دارد. شاعر با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند و از این که یادش را از خاطر برده، گلایه می‌کند. در نهایت، شاعر به دنبال تسکین درد خود با شراب است و از این که هیچ خبری از معشوق نمی‌رسد، اظهار ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب ممکن است برای گروه‌های سنی پایین مناسب نباشد.

غزل ۴۵۶ - گلی به رنگ تو از غنچه بر نمی‌آید

گلی به رنگ تو از غنچه بر نمی‌آید
بتی بنقش تو از چین بدر نمی‌آید

مرا نپرسی و گویند دشمنان که چرا
ز پا فتادی و عمرت بسر نمی‌آید

چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد
که یادت از من خسته جگر نمی‌آید

شدم خیالی و در هر طرف که می‌نگرم
بجز خیال توام در نظر نمی‌آید

بیار بادهٔ گلگون که صبحدم ز خمار
سرم چو نرگس مخمور بر نمی‌آید

بجز مشاهدهٔ دوستان نباید دید
چرا که دیده بکاری دگر نمی‌آید

که آورد خبری زان به خشم رفتهٔ ما
که مدتیست که از وی خبر نمی‌آید

ز کوهم این عجب آید ز حسرت فرهاد
که سیل خون دلش در کمر نمی‌آید

به اشک و چهرهٔ خواجو کی التفات کند
کسی که در نظرش سیم و زر نمی‌آید
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۵ - یا رب این هدهد میمون ز کجا می‌آید
گوهر بعدی:غزل ۴۵۷ - این چه بادست که از سوی چمن می‌آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.