هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که معشوق خود را با تشبیههای زیبا مانند ماه، سرو، لعل، و طوطی توصیف میکند. شاعر از عشق و اشتیاق خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، او از درد فراق و ناتوانی در رسیدن به معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۰۰ - ما را ز پردهٔ تو دل از پرده شد بدر
ما را ز پردهٔ تو دل از پرده شد بدر
بردار پردهای ز پس پرده پرده در
گر ماه خوانمت نبود ماه سرو قد
ور سرو گویمت نبود سرو سیمبر
کس ماه را ندید که پوشد زره ز مشک
کس سرو را نگفت که بندد چو نی کمر
لعل تو شکریست ازو رفته آب قند
خط تو طوطیئیست پرافکنده برشکر
جانم ز تاب مهر تو شمعیست در گداز
چشمم ز شوق لعل تو درجیست پرگهر
عنقای قاف عشقم و عشق تو گوئیا
مرغیست هر دو کون در آورده زیر پر
چون صبر نیست کز تو نظر برتوان گرفت
یکباره بر مگیر ز بیچارگان نظر
ور زانکه از درم نتوانی درآمدن
باری ز دل چگونه توانی شدن بدر
هر گه که در برابر خواجو گذر کنی
صد بار باز در دل تنگش کنی گذر
بردار پردهای ز پس پرده پرده در
گر ماه خوانمت نبود ماه سرو قد
ور سرو گویمت نبود سرو سیمبر
کس ماه را ندید که پوشد زره ز مشک
کس سرو را نگفت که بندد چو نی کمر
لعل تو شکریست ازو رفته آب قند
خط تو طوطیئیست پرافکنده برشکر
جانم ز تاب مهر تو شمعیست در گداز
چشمم ز شوق لعل تو درجیست پرگهر
عنقای قاف عشقم و عشق تو گوئیا
مرغیست هر دو کون در آورده زیر پر
چون صبر نیست کز تو نظر برتوان گرفت
یکباره بر مگیر ز بیچارگان نظر
ور زانکه از درم نتوانی درآمدن
باری ز دل چگونه توانی شدن بدر
هر گه که در برابر خواجو گذر کنی
صد بار باز در دل تنگش کنی گذر
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۹ - آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
گوهر بعدی:غزل ۵۰۱ - ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.