هوش مصنوعی: در این شعر، از ناله‌های عاشقان در میکده و شور و غوغای ناشی از آن سخن گفته می‌شود. با ریختن جرعه‌ای بر خاک، گفت‌وگویی میان جرعه و خاک آغاز می‌شود و نعره‌ای از سر جهان برمی‌خیزد. شاعر با شنیدن این نعره از خواب بیدار می‌شود و می‌خواهد دلیل این فغان را بفهمد، اما متوجه می‌شود که پای او در بند است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۰ - ناگه از میکده فغان برخاست

ناگه از میکده فغان برخاست
ناله از جان عاشقان برخاست ۱

شر و شوری فتاد در عالم
های و هویی ازین و آن برخاست ۲

جامی از میکده روان کردند
در پیش صد روان، روان برخاست ۳

جرعه‌ای ریختند بر سر خاک
شور و غوغا ز جرعه‌دان برخاست ۴

جرعه با خاک در حدیث آمد
گفت و گویی از میان برخاست ۵

سخن جرعه عاشقی بشنید
نعره زد و ز سر جهان برخاست ۶

بخت من، چون شنید آن نعره
سبک از خواب، سر گران برخاست ۷

گشت بیدار چشم دل، چو مرا
عالم از پیش جسم و جان برخاست ۸

خواستم تا ز خواب برخیزم
بنگرم کز چه این فغان برخاست؟ ۹

بود بر پای من، عراقی، بند
بند بر پای چون توان برخاست؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹ - ز خواب، نرگس مست تو سر گران برخاست
گوهر بعدی:غزل ۲۱ - مهر مهر دلبری بر جان ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.