هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناامیدی و اندوه خود در عشق و زندگی میگوید. او از بیتوجهی معشوق، ناکامیها، و تلخیهای روزگار شکایت دارد و احساس میکند در برابر این مشکلات درمانده است. هرچه تلاش کرده، به نتیجه نرسیده و اکنون با غم فراوان تنها مانده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و ناامیدی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، مفاهیم انتزاعی و احساسی آن برای مخاطبان با درک بالاتر مناسبتر است.
غزل ۷۵ - روی ننمود یار چتوان کرد
روی ننمود یار چتوان کرد
نیست تدبیر کار، چتوان کرد؟ ۱
بر درش هر چه داشتم بردم
نپذیرفت یار، چتوان کرد؟ ۲
از گل روی یار قسم دلم
نیست جز خارخار، چتوان کرد؟ ۳
بودهام بر درش عزیز بسی
گشتم این لحظه خوار، چتوان کرد؟ ۴
بر مراد دلم نمیگردد
گردش روزگار چتوان کرد؟ ۵
غم بسیار هست و نیست دریغ،
با غمم غمگسار چتوان کرد؟ ۶
از پی صید دل نهادم دام
لاغر آمد شکار، چتوان کرد؟ ۷
چند باشی، عراقی، از پس دل
درهم و سوکوار، چتوان کرد؟ ۸
نیست تدبیر کار، چتوان کرد؟ ۱
بر درش هر چه داشتم بردم
نپذیرفت یار، چتوان کرد؟ ۲
از گل روی یار قسم دلم
نیست جز خارخار، چتوان کرد؟ ۳
بودهام بر درش عزیز بسی
گشتم این لحظه خوار، چتوان کرد؟ ۴
بر مراد دلم نمیگردد
گردش روزگار چتوان کرد؟ ۵
غم بسیار هست و نیست دریغ،
با غمم غمگسار چتوان کرد؟ ۶
از پی صید دل نهادم دام
لاغر آمد شکار، چتوان کرد؟ ۷
چند باشی، عراقی، از پس دل
درهم و سوکوار، چتوان کرد؟ ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴ - می روان کن ساقیا، کین دم روان خواهیم کرد
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - روی ننمود یار چتوان کرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.