هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه از عشق و علاقه شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از درد فراق و نیاز به دیدار معشوق مینالد و آرزو میکند که مشکلاتش با فدا کردن جانش حل شود. شاعر به لطف و محبت معشوق امیدوار است و از او میخواهد که با مهربانی پاسخ دهد تا آرزوی دلیش برآورده شود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۱۱۲ - زان پیش که دل ز جان برآید
زان پیش که دل ز جان برآید
جان از تن ناتوان برآید ۱
بنمای جمال، تا دهم جان
کان سود بر این زیان برآید ۲
ای کاش به جان برآمدی کار
این کار کجا به جان برآید؟ ۳
کارم نه چنان فتاد مشکل
کان بیتو به این و آن برآید ۴
هم از در تو گشایدم کار
کامم همه زان دهان برآید ۵
بر درگهت آمدم به کاری
کان بر تو به رایگان برآید ۶
نایافته جانم از تو بویی
مگذار که ناگهان برآید ۷
بنواز به لطف جانم، آن دم
کز کالبدم روان برآید ۸
کام دل خستهٔ عراقی
از لطف تو بیگمان برآید ۹
جان از تن ناتوان برآید ۱
بنمای جمال، تا دهم جان
کان سود بر این زیان برآید ۲
ای کاش به جان برآمدی کار
این کار کجا به جان برآید؟ ۳
کارم نه چنان فتاد مشکل
کان بیتو به این و آن برآید ۴
هم از در تو گشایدم کار
کامم همه زان دهان برآید ۵
بر درگهت آمدم به کاری
کان بر تو به رایگان برآید ۶
نایافته جانم از تو بویی
مگذار که ناگهان برآید ۷
بنواز به لطف جانم، آن دم
کز کالبدم روان برآید ۸
کام دل خستهٔ عراقی
از لطف تو بیگمان برآید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱ - مرا، گرچه ز غم جان میبرآید
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳ - آخر این تیره شب هجر به پایان آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.