هوش مصنوعی:
این شعر از عراقی بیانگر درد و رنج شاعر از دوری معشوق است. او از غم فراق مینالد و زنده ماندن بدون معشوق را غیرممکن میداند. شاعر از حیرانی و درماندگی خود در دام عشق سخن میگوید و از بلاها و رنجهایی که بر دلش وارد شده شکایت میکند. در نهایت، او از سرنوشت خود در این غم و اندوه ابراز نگرانی میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز این شعر برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۱۷۹ - کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم
کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم
بیا، که بی رخ خوب تو بیش مینتوانم ۱
بیا، ببین، نه همانا که زنده خواهم ماندن
تو خود بگوی که بی تو چگونه زنده بمانم؟ ۲
چگونه باشد در دام مانده حیران صید
ز جان امید بریده؟ ز دوری تو چنانم ۳
هوات تا ز من دلشده چه برد؟ چه گویم
جفات تا به من غمزده چه کرد؟ چه دانم؟ ۴
ببرد این دل و اندر میان بحر غم افکند
سپرد آن به کف صد بلا و رنج روانم ۵
بلا به پیش خیال تو گفت دوش دل من
که: پای پیشترک نه، ز خویشتن برهانم ۶
ز گوشهای غم تو گفت: میخورم غم کارت
ز جانبی ستمت گفت: غم مخور که در آنم ۷
درین غمم که: عراقی چگونه خواهد مردن؟
ندیده سیر رخ تو، برای او نگرانم ۸
بیا، که بی رخ خوب تو بیش مینتوانم ۱
بیا، ببین، نه همانا که زنده خواهم ماندن
تو خود بگوی که بی تو چگونه زنده بمانم؟ ۲
چگونه باشد در دام مانده حیران صید
ز جان امید بریده؟ ز دوری تو چنانم ۳
هوات تا ز من دلشده چه برد؟ چه گویم
جفات تا به من غمزده چه کرد؟ چه دانم؟ ۴
ببرد این دل و اندر میان بحر غم افکند
سپرد آن به کف صد بلا و رنج روانم ۵
بلا به پیش خیال تو گفت دوش دل من
که: پای پیشترک نه، ز خویشتن برهانم ۶
ز گوشهای غم تو گفت: میخورم غم کارت
ز جانبی ستمت گفت: غم مخور که در آنم ۷
درین غمم که: عراقی چگونه خواهد مردن؟
ندیده سیر رخ تو، برای او نگرانم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۸ - جانا، نظری که ناتوانم
گوهر بعدی:غزل ۱۸۰ - دلی یا دلبری، یا جان و یا جانان، نمیدانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.