هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و بیان میکند که دلش از معشوق صبر ندارد و عقل و دینش را در این راه از دست داده است. او از معشوق میخواهد که با او مهربانی کند و از سرزنش او دست بردارد، زیرا در غم عشق او درمانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند از دست دادن عقل و دین در راه عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۴ - نیست کاری به آنم و اینم
نیست کاری به آنم و اینم
صنع پروردگار میبینم ۱
صبر از تو نکرد دل، والله
نیست پروای عقلم و دینم ۲
سخنی، کز تو بشنود گوشم
خوشتر آید ز جان شیرینم ۳
در جهان گر دل از تو بردارم
خود که بینم، که بر تو بگزینم؟ ۴
کرمی کن، گرم بخواهی کشت
هم بدان ساعدان سیمینم ۵
با عراقی، که عاجز غم توست
خردهگیری مکن، که مسکینم ۶
صنع پروردگار میبینم ۱
صبر از تو نکرد دل، والله
نیست پروای عقلم و دینم ۲
سخنی، کز تو بشنود گوشم
خوشتر آید ز جان شیرینم ۳
در جهان گر دل از تو بردارم
خود که بینم، که بر تو بگزینم؟ ۴
کرمی کن، گرم بخواهی کشت
هم بدان ساعدان سیمینم ۵
با عراقی، که عاجز غم توست
خردهگیری مکن، که مسکینم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۳ - شود میسر و گویی که در جهان بینم؟
گوهر بعدی:غزل ۱۸۵ - مرا جز عشق تو جانی نمیبینم نمیبینم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.