هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق معشوق خود مینالد و از جفاهای او شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که با وجود دوری و رنجش، به او ستم نکند و حداقل با نفرین یا بیاعتنایی، دلش را بیشتر نیازارد. شاعر اعلام میکند که تمام وجودش فدای معشوق است و هرچه او بخواهد، بر او رواست.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۲۱۹ - بیرخت جانا، دلم غمگین مکن
بیرخت جانا، دلم غمگین مکن
رخ مگردان از من مسکین، مکن ۱
خود ز عشقت سینهام خون کردهای
از فراقت دیدهام خونین مکن ۲
بر من مسکین ستم تا کی کنی؟
خستگی و عجز من میبین، مکن ۳
چند نالم از جفا و جور تو؟
بس کن و بر من جفا چندین مکن ۴
هر چه میخواهی بکن، بر من رواست
بی نصیبم زان لب شیرین مکن ۵
بر من خسته، که رنجور توام
گر نمیگویی دعا، نفرین مکن ۶
در همه عالم مرا دین و دلی است
دل فدای توست، قصد دین مکن ۷
خواه با من لطف کن، خواهی جفا
من نیارم گفت: کان کن، این مکن ۸
با عراقی گر عتابی میکنی
از طریق مهر کن، وز کین مکن ۹
رخ مگردان از من مسکین، مکن ۱
خود ز عشقت سینهام خون کردهای
از فراقت دیدهام خونین مکن ۲
بر من مسکین ستم تا کی کنی؟
خستگی و عجز من میبین، مکن ۳
چند نالم از جفا و جور تو؟
بس کن و بر من جفا چندین مکن ۴
هر چه میخواهی بکن، بر من رواست
بی نصیبم زان لب شیرین مکن ۵
بر من خسته، که رنجور توام
گر نمیگویی دعا، نفرین مکن ۶
در همه عالم مرا دین و دلی است
دل فدای توست، قصد دین مکن ۷
خواه با من لطف کن، خواهی جفا
من نیارم گفت: کان کن، این مکن ۸
با عراقی گر عتابی میکنی
از طریق مهر کن، وز کین مکن ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۸ - ماهرویا، رخ ز من پنهان مکن
گوهر بعدی:غزل ۲۲۰ - ای یار، بیا و یاریی کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.