هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و ناراحتی‌های عاشقانه می‌نویسد و از معشوق خود گلایه می‌کند که چرا پس از وعده‌های وفا و وصال، او را رها کرده و درد دلش را افزوده است. او از سوختن دل و جان در آتش غم و اشتیاق می‌گوید و از معشوق می‌خواهد به حالش نظر کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق، درد دل، و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

غزل ۲۵۱ - چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟

چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
چه اوفتاد که درد دلم فزون کردی؟ ۱

چرا ز غم دل پر حسرتم بیازردی؟
چه شد که جان حزینم ز غصه خون کردی؟ ۲

نخست ار چه به صد زاریم درون خواندی
به آخر از چه به صد خواریم برون کردی؟ ۳

همه حدیث وفا و وصال می‌گفتی
چو عاشق تو شدم قصه واژگون کردی ۴

ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، بیا
نظر به حال دلم کن، ببین که: چون کردی؟ ۵

لوای عشق برافراختی چنان در دل
که در زمان، علم صبر سرنگون کردی ۶

کنون که با تو شدم راست چون الف یکتا
ز بار محنت، پشتم دو تا چو نون کردی ۷

نگفته بودی، بیداد کم کنم روزی؟
چو کم نکردی باری چرا فزون کردی؟ ۸

هزار بار بگفتی نکو کنم کارت
نکو نکردی و از بد بتر کنون کردی ۹

به دشمنی نکند هیچ کس به جان کسی
که تو به دوستی آن با من زبون کردی ۱۰

بسوختی دل و جانم، گداختی جگرم
به آتش غمت از بسکه آزمون کردی ۱۱

کجا به درگه وصل تو ره توانم یافت؟
چو تو مرا به در هجر رهنمون کردی ۱۲

سیاهروی دو عالم شدم، که در خم فقر
گلیم بخت عراقی سیاه گون کردی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۷۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - ای عشق، کجا به من فتادی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - جانا، نظری به ما نکردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.