هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عراقی، بیانگر حالات عاشقانه و دلباختگی شاعر است. او از عشق به معشوق، مستی و بیخویشی ناشی از آن، و وفاداری بیقید و شرط به معشوق سخن میگوید. شاعر خود را اسیر عشق و مطیع فرمان معشوق میداند و از دیدار او سخن میگوید، حتی اگر از نظر جسمانی دور باشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
غزل
دل چو در دام عشق منظور است
دیده را جرم نیست، معذور است ۱
ناظرم بر رخت به دیدهٔ جان
گرچه از چشم ظاهرم دور است ۲
از شراب الست روز وصال
جان مستم هنوز مخمور است ۳
دست از عاشقی نمیدارد
دایم از یار اگرچه مهجور است ۴
جان آشفته بر رخت فاش است
شعلهٔ نار پرتو نور است ۵
چشم مستت بلای عشاق است
خاک پای تو تاج فغفور است ۶
حکم داری به هرچه فرمایی
که عراقی مطیع و مامور است ۷
دیده را جرم نیست، معذور است ۱
ناظرم بر رخت به دیدهٔ جان
گرچه از چشم ظاهرم دور است ۲
از شراب الست روز وصال
جان مستم هنوز مخمور است ۳
دست از عاشقی نمیدارد
دایم از یار اگرچه مهجور است ۴
جان آشفته بر رخت فاش است
شعلهٔ نار پرتو نور است ۵
چشم مستت بلای عشاق است
خاک پای تو تاج فغفور است ۶
حکم داری به هرچه فرمایی
که عراقی مطیع و مامور است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:سر آغاز - مرحبا! مرحبا! نسیم صبا
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.