هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فراز و نشیبهای زندگی و حوادث آن سخن میگوید. او با اشاره به غبار و سیل حوادث، بیان میکند که با وجود همه مشکلات، دلش همچون آینهای صاف است و به امید وصال و آرامش، خود را تسلی میدهد. همچنین، شاعر به غربت و دوری از وطن اشاره کرده و آرزوی بازگشت به آن را دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
غزل ۲۸ - از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
ایمن از سیلی موج است کناری که مراست ۱
چشم پوشیدهام از هر چه درین عالم هست
چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست؟ ۲
کار زنگار کند با دل چون آینهام
گر چه هست از دگران، نقش و نگاری که مراست ۳
جان غربت زده را زود به پابوس وطن
میرساند نفس برق سواری که مراست ۴
نیست از خاک گرانسنگ به دل قارون را
بر دل از رهگذر جسم غباری که مراست ۵
میکنم خوش دل خود را به تمنای وصال
سایهٔ مرغ هوایی است شکاری که مراست ۶
نیست در عالم ایجاد، فضایی صائب
که نفس راست کند مشت غباری که مراست ۷
ایمن از سیلی موج است کناری که مراست ۱
چشم پوشیدهام از هر چه درین عالم هست
چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست؟ ۲
کار زنگار کند با دل چون آینهام
گر چه هست از دگران، نقش و نگاری که مراست ۳
جان غربت زده را زود به پابوس وطن
میرساند نفس برق سواری که مراست ۴
نیست از خاک گرانسنگ به دل قارون را
بر دل از رهگذر جسم غباری که مراست ۵
میکنم خوش دل خود را به تمنای وصال
سایهٔ مرغ هوایی است شکاری که مراست ۶
نیست در عالم ایجاد، فضایی صائب
که نفس راست کند مشت غباری که مراست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۵۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷ - حضور دل نبود با عبادتی که مراست
گوهر بعدی:غزل ۲۹ - دیوانهٔ خموش به عاقل برابرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.