هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از ناامیدی، حسرت، و بیاعتمادی به دنیا سخن میگوید. او از فقدان امید، بیاعتباری دنیا، و بیتوجهی به تغییرات زندگی مینالد. همچنین، به فقر و بیپناهی خود اشاره کرده و از رویگردانی از دنیای مادی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا تأثیرات منفی روحی شود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و زهد نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۰۶ - مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
مکش ز حسرت تیغ خودم که تاب ندارم
ز هیچ چشمهٔ دیگر امید آب ندارم ۱
خوشم به وعدهٔ خشکی ز شیشه خانهٔ گردون
امید گوهر سیراب ازین سراب ندارم ۲
چرا خورم غم دنیا به این دو روزه اقامت؟
چو بازگشت به این منزل خراب ندارم ۳
در آن جهان ندهد فقر اگر نتیجه، در اینجا
همین بس است که پروای انقلاب ندارم ۴
مبین به موی سفیدم، که همچو صبح بهاران
درین بساط به جز پردههای خواب ندارم ۵
ترا که هست می از ماهتاب روی مگردان
که من ز دست تهی، روی ماهتاب ندارم ۶
ز فکر صائب من کاینات مست و خرابند
چه شد به ظاهر اگر در قدح شراب ندارم؟ ۷
ز هیچ چشمهٔ دیگر امید آب ندارم ۱
خوشم به وعدهٔ خشکی ز شیشه خانهٔ گردون
امید گوهر سیراب ازین سراب ندارم ۲
چرا خورم غم دنیا به این دو روزه اقامت؟
چو بازگشت به این منزل خراب ندارم ۳
در آن جهان ندهد فقر اگر نتیجه، در اینجا
همین بس است که پروای انقلاب ندارم ۴
مبین به موی سفیدم، که همچو صبح بهاران
درین بساط به جز پردههای خواب ندارم ۵
ترا که هست می از ماهتاب روی مگردان
که من ز دست تهی، روی ماهتاب ندارم ۶
ز فکر صائب من کاینات مست و خرابند
چه شد به ظاهر اگر در قدح شراب ندارم؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۵۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۵ - دست در دامن رنگین بهاری نزدم
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷ - نه چون بید از تهیدستی درین گلزار میلرزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.