هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر غم و اندوه ناشی از هجران و عشق ناکام است. شاعر از یار نایاب و رنجهای راه عشق سخن میگوید و از ستمگری روزگار شکایت دارد. در نهایت، عشق به یار تنها اندیشهٔ ذهن شاعر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستمگری روزگار و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶ - بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز ۱
روزم سیه است از غم هجران بود آیا
چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز ۲
در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند
آزار به هر پا سر خاری نه و هرگز ۳
گردون ستمگر کند این کار که باشد؟
یاری به مراد دل یاری نه و هرگز ۴
در خاطر هاتف همهٔ عمر گذشته است
جز عشق تو اندیشهٔ کاری نه و هرگز ۵
در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز ۱
روزم سیه است از غم هجران بود آیا
چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز ۲
در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند
آزار به هر پا سر خاری نه و هرگز ۳
گردون ستمگر کند این کار که باشد؟
یاری به مراد دل یاری نه و هرگز ۴
در خاطر هاتف همهٔ عمر گذشته است
جز عشق تو اندیشهٔ کاری نه و هرگز ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵ - گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.