هوش مصنوعی:
شاعر در حالی که با غم و اندوه عمیقی همراه است، راه میرود و از عشق و شوق به معشوق، گناهانش مانند گلهایی از دامنش میریزد. این متن احساساتی از درد، عشق و پشیمانی را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و مفاهیم عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به گناه و دوزخ ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر داشته باشد.
رباعی ۴۵ - می رفتم و خون دل به راهم می ریخت
می رفتم و خون دل به راهم می ریخت
دوزخ دوزخ شرر ز آهم می ریخت ۱
میآمدم از شوق تو بر گلشن کون
دامن دامن گل از گناهم می ریخت ۲
دوزخ دوزخ شرر ز آهم می ریخت ۱
میآمدم از شوق تو بر گلشن کون
دامن دامن گل از گناهم می ریخت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۵۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۴ - عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
گوهر بعدی:رباعی ۴۶ - از کفر سر زلف وی ایمان می ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.