درباره ابوسعید ابوالخیر

ابوسعید فضل‌الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم میهنی (ابوسعید فضل‌الله بن ابوالخیر احمد) مشهور به شیخ ابوسعید ابوالخیر (۳۵۷ - ۴۴۰ قمری) عارف و شاعر نامدار ایرانی سده چهارم و پنجم بود. ابوسعید ابوالخیر در میان عارفان مقامی بسیار برجسته و ویژه‌ای دارد و نام او با عرفان و شعر آمیختگی عمیقی یافته‌است. چندان که در بخش مهمی از شعر پارسی چهره او در کنار مولوی و عطار قرار می‌گیرد، بی‌آنکه خود شعر چندانی سروده باشد. در تاریخ اندیشه‌های عرفانی‌اش در بالاترین سطح اندیشمندان این گُسترهٔ پهناور در کنار حلاج، بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به‌شمار می‌رود. همان کسانی که سهروردی آن‌ها را ادامه دهندگان فلسفه باستان و ادامه حکمت خسروانی می‌خواند. از دوران کودکی نبوغ و استعداد او بر افراد آگاه پنهان نبوده‌است.
در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
رباعی ۱ - باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ رباعی ۲ - یا رب به محمد و علی و زهرا رباعی ۳ - وصل تو کجا و من مهجور کجا رباعی ۴ - منصور حلاج آن نهنگ دریا رباعی ۵ - وا فریادا ز عشق وا فریادا رباعی ۶ - ای شیر سرافراز زبردست خدا رباعی ۷ - گفتم صنما لاله رخا دلدارا رباعی ۸ - گفتی که منم ماه نشابور سرا رباعی ۹ - هرگاه که بینی دو سه سرگردان را رباعی ۱۰ - یا رب مکن از لطف پریشان ما را رباعی ۱۱ - گر بر در دیر می‌نشانی ما را رباعی ۱۲ - تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را رباعی ۱۳ - پرسیدم ازو واسطهٔ هجران را رباعی ۱۴ - از زهد اگر مدد دهی ایمان را رباعی ۱۵ - تسبیح ملک را و صفا رضوان را رباعی ۱۶ - ای دوست دوا فرست بیماران را رباعی ۱۷ - دی شانه زد آن ماه خم گیسو را رباعی ۱۸ - در کعبه اگر دل سوی غیرست تو را رباعی ۱۹ - تا درد رسید چشم خونخوار تو را رباعی ۲۰ - در دیده به جای خواب آب است مرا رباعی ۲۱ - آن رشته که قوت روانست مرا رباعی ۲۲ - یا رب ز کرم دری به رویم بگشا رباعی ۲۳ - ای دلبر ما مباش بی دل بر ما رباعی ۲۴ - آن عشق که هست جزء لاینفک ما رباعی ۲۵ - ای کرده غمت غارت هوش دل ما رباعی ۲۶ - مستغرق نیل معصیت جامهٔ ما رباعی ۲۷ - مهمان تو خواهم آمدن جانانا رباعی ۲۸ - من دوش دعا کردم و باد آمینا رباعی ۲۹ - گه میگردم بر آتش هجر کباب رباعی ۳۰ - در رفع حجب کوش نه در جمع کتب رباعی ۳۱ - برتافت عنان صبوری از جان خراب رباعی ۳۲ - کارم همه ناله و خروشست امشب رباعی ۳۳ - از چرخ فلک گردش یکسان مطلب رباعی ۳۴ - بیطاعت حق بهشت و رضوان مطلب رباعی ۳۵ - ای ذات و صفات تو مبرا ز عیوب رباعی ۳۶ - ای آینه حسن تو در صورت زیب رباعی ۳۷ - تا زلف تو شاه گشت و رخسار تو تخت رباعی ۳۸ - تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت رباعی ۳۹ - مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت رباعی ۴۰ - آنروز که آتش محبت افروخت رباعی ۴۱ - دیشب که دلم ز تاب هجران میسوخت رباعی ۴۲ - عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت رباعی ۴۳ - شیرین دهنی که از لبش جان میریخت رباعی ۴۴ - عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت رباعی ۴۵ - می رفتم و خون دل به راهم می ریخت رباعی ۴۶ - از کفر سر زلف وی ایمان می ریخت رباعی ۴۷ - از نخل ترش بار چو باران می ریخت رباعی ۴۸ - ای دل چو فراقش رگ جان بگشودت رباعی ۴۹ - آن یار که عهد دوستداری بشکست رباعی ۵۰ - از بار گنه شد تن مسکینم پست رباعی ۵۱ - از کعبه رهیست تا به مقصد پیوست رباعی ۵۲ - تیری ز کمانخانه ی ابروی تو جست رباعی ۵۳ - چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست رباعی ۵۴ - دی طفلک خاک بیز غربال به دست رباعی ۵۵ - کردم توبه، شکستیش روز نخست رباعی ۵۶ - آزادی و عشق چون همی نامد راست رباعی ۵۷ - خیام تنت به خیمه می ماند راست رباعی ۵۸ - هر چند به طاعت تو عصیان و خطاست رباعی ۵۹ - من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاست رباعی ۶۰ - گر طالب راه حق شوی ره پیداست رباعی ۶۱ - غم عاشق سینه ی بلاپرور ماست رباعی ۶۲ - ما کشتهٔ عشقیم و جهان مسلخ ماست رباعی ۶۳ - یا رب غم آنچه غیر تو در دل ماست رباعی ۶۴ - یاد تو شب و روز قرین دل ماست رباعی ۶۵ - گردون کمری ز عمر فرسودهٔ ماست رباعی ۶۶ - دوزخ شرری ز آتش سینهٔ ماست رباعی ۶۷ - عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست رباعی ۶۸ - آن آتش سوزنده که عشقش لقبست رباعی ۶۹ - از ما همه عجز و نیستی مطلوبست رباعی ۷۰ - گویند دل آیینهٔ آیین عجبست رباعی ۷۱ - گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبست رباعی ۷۲ - پیوسته ز من کشیده دامن دل تست رباعی ۷۳ - دل کیست که گویم از برای غم توست رباعی ۷۴ - ای دل غم عشق از برای من و توست رباعی ۷۵ - ناکامیم ای دوست ز خودکامی توست رباعی ۷۶ - اسرار ملک بین که بغول افتادست رباعی ۷۷ - ای حیدر شهسوار وقت مددست رباعی ۷۸ - عشقم که بهر رگم غمی پیوندست رباعی ۷۹ - نقاش رخت ز طعنها آسودست رباعی ۸۰ - در عالم اگر فلک اگر ماه و خورست رباعی ۸۱ - سوفسطایی که از خرد بی‌خبرست رباعی ۸۲ - پی در گاوست و گاو در کهسارست رباعی ۸۳ - ای برهمن آن عذار چون لاله پرست رباعی ۸۴ - آلودهٔ دنیا جگرش ریش ترست رباعی ۸۵ - یا رب سبب حیات حیوان بفرست رباعی ۸۶ - یا رب تو زمانه را دلیلی بفرست رباعی ۸۷ - ای خالق خلق رهنمایی بفرست رباعی ۸۸ - ما را به جز این جهان جهانی دگرست رباعی ۸۹ - سرمایهٔ عمر آدمی یک نفسست رباعی ۹۰ - گفتی که فلان ز یاد ما خاموشست رباعی ۹۱ - راه تو بهر روش که پویند خوشست رباعی ۹۲ - دل رفت بر کسیکه سیماش خوشست رباعی ۹۳ - دل بر سر عهد استوار خویشست رباعی ۹۴ - بر شکل بتان رهزن عشاق حقست رباعی ۹۵ - گریم زغم تو زار و گویی زرقست رباعی ۹۶ - گنجم چو گهر در دل گنجینه شکست رباعی ۹۷ - آن شب که مرا ز وصلت ای مه رنگست رباعی ۹۸ - دور از تو فضای دهر بر من تنگست رباعی ۹۹ - کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست رباعی ۱۰۰ - نردیست جهان که بردنش باختنست رباعی ۱۰۱ - آواز در آمد بنگر یار منست رباعی ۱۰۲ - تا مهر ابوتراب دمساز منست رباعی ۱۰۳ - عشق تو بلای دل درویش منست رباعی ۱۰۴ - از گل طبقی نهاده کاین روی منست رباعی ۱۰۵ - آن را که فنا شیوه و فقر آیینست رباعی ۱۰۶ - دنیا به مثل چو کوزهٔ زرین است رباعی ۱۰۷ - دردی که ز من جان بستاند اینست رباعی ۱۰۸ - ایزد که جهان به قبضهٔ قدرت اوست رباعی ۱۰۹ - چشمی دارم همه پر از دیدن دوست رباعی ۱۱۰ - دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست رباعی ۱۱۱ - شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست رباعی ۱۱۲ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست رباعی ۱۱۳ - غازی به ره شهادت اندر تک و پوست رباعی ۱۱۴ - هر چند که آدمی ملک سیرت و خوست رباعی ۱۱۵ - آنرا که حلال زادگی عادت و خوست رباعی ۱۱۶ - عالم به خروش لااله الا هوست رباعی ۱۱۷ - عنبر زلفی که ماه در چنبر اوست رباعی ۱۱۸ - عقرب سر زلف یار و مه پیکر اوست رباعی ۱۱۹ - زان می خوردم که روح پیمانهٔ اوست رباعی ۱۲۰ - آن مه که وفا و حسن سرمایهٔ اوست رباعی ۱۲۱ - بر ما در وصل بسته میدارد دوست رباعی ۱۲۲ - ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست رباعی ۱۲۳ - ای دوست ای دوست ای دوست ای دوست رباعی ۱۲۴ - ای خواجه ترا غم جمال ماهست رباعی ۱۲۵ - عارف که ز سر معرفت آگاهست رباعی ۱۲۶ - در کار کس ار قرار می باید هست رباعی ۱۲۷ - تا در نرسد وعدهٔ هر کار که هست رباعی ۱۲۸ - در درد شکی نیست که درمانی هست رباعی ۱۲۹ - با دل گفتم که ای دل احوال تو چیست رباعی ۱۳۰ - پرسید ز من کسیکه معشوق تو کیست رباعی ۱۳۱ - جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست رباعی ۱۳۲ - دیروز که چشم تو به من در نگریست رباعی ۱۳۳ - عاشق نتواند که دمی بی غم زیست رباعی ۱۳۴ - گر مرده بوم بر آمده سالی بیست رباعی ۱۳۵ - می‌گفتم یار و می‌ندانستم کیست رباعی ۱۳۶ - ای دل همه خون شوی شکیبایی چیست رباعی ۱۳۷ - اندر همه دشت خاوران گر خاریست رباعی ۱۳۸ - در بحر یقین که در تحقیق بسیست رباعی ۱۳۹ - رنج مردم ز پیشی و از بیشیست رباعی ۱۴۰ - ما عاشق و عهد جان ما مشتاقیست رباعی ۱۴۱ - گاهی چو ملایکم سر بندگیست رباعی ۱۴۲ - چون حاصل عمر تو فریبی و دمیست رباعی ۱۴۳ - دردا که درین سوز و گدازم کس نیست رباعی ۱۴۴ - در سینه کسی که راز پنهانش نیست رباعی ۱۴۵ - در کشور عشق جای آسایش نیست رباعی ۱۴۶ - افسوس که کس با خبر از دردم نیست رباعی ۱۴۷ - گفتار نکو دارم و کردارم نیست رباعی ۱۴۸ - هرگز المی چو فرقت جانان نیست رباعی ۱۴۹ - در هجرانم قرار می‌باید و نیست رباعی ۱۵۰ - گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست رباعی ۱۵۱ - از درد نشان مده که در جان تو نیست رباعی ۱۵۲ - جانا به زمین خاوران خاری نیست رباعی ۱۵۳ - اندر همه دشت خاوران سنگی نیست رباعی ۱۵۴ - سر تا سر دشت خاوران سنگی نیست رباعی ۱۵۵ - کبریست درین وهم که پنهانی نیست رباعی ۱۵۶ - دایم نه لوای عشرت افراشتنیست رباعی ۱۵۷ - ای دیده نظر کن اگرت بیناییست رباعی ۱۵۸ - سیمابی شد هوا و زنگاری دشت رباعی ۱۵۹ - آنرا که قضا ز خیل عشاق نوشت رباعی ۱۶۰ - هان تا تو نبندی به مراعاتش پشت رباعی ۱۶۱ - از اهل زمانه عار می باید داشت رباعی ۱۶۲ - روزم به غم جهان فرسوده گذشت رباعی ۱۶۳ - افسوس که ایام جوانی بگذشت رباعی ۱۶۴ - سر سخن دوست نمی‌یارم گفت رباعی ۱۶۵ - دل گر چه درین بادیه بسیار شتافت رباعی ۱۶۶ - آسان آسان ز خود امان نتوان یافت رباعی ۱۶۷ - آن دل که تو دیده‌ای ز غم خون شد و رفت رباعی ۱۶۸ - از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت رباعی ۱۶۹ - دل عادت و خوی جنگجوی تو گرفت رباعی ۱۷۰ - آنی که ز جانم آرزوی تو نرفت رباعی ۱۷۱ - یار آمد و گفت خسته میدار دلت رباعی ۱۷۲ - علمی نه که از زمرهٔ انسان نهمت رباعی ۱۷۳ - صد شکر که گلشن صفا گشت تنت رباعی ۱۷۴ - دی زلف عبیر بیز عنبر سایت رباعی ۱۷۵ - ای قبلهٔ هر که مقبل آمد کویت رباعی ۱۷۶ - ای مقصد خورشید پرستان رویت رباعی ۱۷۷ - زنار پرست زلف عنبر بویت رباعی ۱۷۸ - گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ رباعی ۱۷۹ - گر درویشی مکن تصرف در هیچ رباعی ۱۸۰ - ای در تو عیانها و نهانها همه هیچ رباعی ۱۸۱ - ای با رخت انوار مه و خور همه هیچ رباعی ۱۸۲ - حمدا لک رب نجنی منک فلاح رباعی ۱۸۳ - رخساره‌ات تازه گل گلشن روح رباعی ۱۸۴ - بی شک الفست احد، ازو جوی مدد رباعی ۱۸۵ - گر درد کند پای تو ای حور نژاد رباعی ۱۸۶ - در سلسلهٔ عشق تو جان خواهم داد رباعی ۱۸۷ - هر راحت و لذتی که خلاق نهاد رباعی ۱۸۸ - در وصل ز اندیشه‌ی دوری فریاد رباعی ۱۸۹ - با کوی تو هر کرا سر و کار افتد رباعی ۱۹۰ - گر عشق دل مرا خریدار افتد رباعی ۱۹۱ - با علم اگر عمل برابر گردد رباعی ۱۹۲ - آن را که حدیث عشق در دل گردد رباعی ۱۹۳ - ما را نبود دلی که خرم گردد رباعی ۱۹۴ - دل از نظر تو جاودانی گردد رباعی ۱۹۵ - ای صافی دعوی ترا معنی درد رباعی ۱۹۶ - دردا که درین زمانهٔ پر غم و درد رباعی ۱۹۷ - فردا که به محشر اندر آید زن و مرد رباعی ۱۹۸ - دل صافی کن که حق به دل می‌نگرد رباعی ۱۹۹ - گویند که محتسب گمانی ببرد رباعی ۲۰۰ - من زنده و کس بر آستانت گذرد رباعی ۲۰۱ - از چهرهٔ عاشقانه‌ام زر بارد رباعی ۲۰۲ - از دفتر عشق هر که فردی دارد رباعی ۲۰۳ - طالع سر عافیت فروشی دارد رباعی ۲۰۴ - دل وقت سماع بوی دلدار برد رباعی ۲۰۵ - گل از تو چراغ حسن در گلشن برد رباعی ۲۰۶ - شادم به دمی کز آرزویت گذرد رباعی ۲۰۷ - گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد رباعی ۲۰۸ - گفتار دراز مختصر باید کرد رباعی ۲۰۹ - دردا که همه روی به ره باید کرد رباعی ۲۱۰ - قدت، قدم ز بار محنت خم کرد رباعی ۲۱۱ - من بی تو دمی قرار نتوانم کرد رباعی ۲۱۲ - از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد رباعی ۲۱۳ - آن دشمن دوست بود دیدی که چه کرد رباعی ۲۱۴ - جمعیت خلق را رها خواهی کرد رباعی ۲۱۵ - خرم دل آنکه از ستم آه نکرد رباعی ۲۱۶ - عاشق چو شوی تیغ به سر باید خورد رباعی ۲۱۷ - عارف بچنین روز کناری گیرد رباعی ۲۱۸ - من صرفه برم که بر صفم اعدا زد رباعی ۲۱۹ - حورا به نظارهٔ نگارم صف زد رباعی ۲۲۰ - گر غره به عمری به تبی برخیزد رباعی ۲۲۱ - خواهی که ترا دولت ابرار رسد رباعی ۲۲۲ - این گیدی گبر از کجا پیدا شد رباعی ۲۲۳ - دلخسته و سینه چاک می‌باید شد رباعی ۲۲۴ - از شبنم عشق خاک آدم گل شد رباعی ۲۲۵ - تا ولولهٔ عشق تو در گوشم شد رباعی ۲۲۶ - انواع خطا گر چه خدا می‌بخشد رباعی ۲۲۷ - از لطف تو هیچ بنده نومید نشد رباعی ۲۲۸ - صوفی به سماع دست از آن افشاند رباعی ۲۲۹ - کی حال فتاده هرزه گردی داند رباعی ۲۳۰ - این عمر به ابر نوبهاران ماند رباعی ۲۳۱ - اسرار وجود خام و ناپخته بماند رباعی ۲۳۲ - چرخ و مه و مهر در تمنای تواند رباعی ۲۳۳ - آنها که ز معبود خبر یافته‌اند رباعی ۲۳۴ - زان پیش که طاق چرخ اعلا زده‌اند رباعی ۲۳۵ - آن روز که نور بر ثریا بستند رباعی ۲۳۶ - آنروز که نقش کوه و هامون بستند رباعی ۲۳۷ - قومی ز خیال در غرور افتادند رباعی ۲۳۸ - در تکیه قلندران چو بنگم دادند رباعی ۲۳۹ - هوشم نه موافقان و خویشان بردند رباعی ۲۴۰ - در دیر شدم ماحضری آوردند رباعی ۲۴۱ - سبزی بهشت و نوبهار از تو برند رباعی ۲۴۲ - مردان خدا ز خاکدان دگرند رباعی ۲۴۳ - یارم همه نیش بر سر نیش زند رباعی ۲۴۴ - آن کس که به کوه ظلم خرگاه زند رباعی ۲۴۵ - خوبان همه صید صبح خیزان باشند رباعی ۲۴۶ - در مدرسه اسباب عمل می‌بخشند رباعی ۲۴۷ - عاشق همه دم فکر غم دوست کند رباعی ۲۴۸ - نقاش اگر ز موی پرگار کند رباعی ۲۴۹ - با شیر و پلنگ هر که آمیز کند رباعی ۲۵۰ - خواهی که خدا کار نکو با تو کند رباعی ۲۵۱ - زان خوبتری که کس خیال تو کند رباعی ۲۵۲ - عاشق که تواضع ننماید چه کند رباعی ۲۵۳ - دل گر ره عشق او نپوید چه کند رباعی ۲۵۴ - نی دیده بود که جستجویش نکند رباعی ۲۵۵ - در چنگ غم تو دل سرودی نکند رباعی ۲۵۶ - ای باد ! به خاک مصطفایت سوگند رباعی ۲۵۷ - درویشانند هر چه هست ایشانند رباعی ۲۵۸ - گر عدل کنی بر جهانت خوانند رباعی ۲۵۹ - گه زاهد تسبیح به دستم خوانند رباعی ۲۶۰ - شب خیز که عاشقان به شب راز کنند رباعی ۲۶۱ - مردان رهش میل به هستی نکنند رباعی ۲۶۲ - خلقان تو ای جلال گوناگونند رباعی ۲۶۳ - مردان تو دل به مهر گردون ننهند رباعی ۲۶۴ - دشمن چو به ما درنگرد بد بیند رباعی ۲۶۵ - کامل ز یکی هنر ده و صد بیند رباعی ۲۶۶ - در عشق تو گاه بت پرستم گویند رباعی ۲۶۷ - اول رخ خود به ما نبایست نمود رباعی ۲۶۸ - اول که مرا عشق نگارم بربود رباعی ۲۶۹ - رفتم به کلیسیای ترسا و یهود رباعی ۲۷۰ - ز اول ره عشق تو مرا سهل نمود رباعی ۲۷۱ - آنروز که بنده آوریدی به وجود رباعی ۲۷۲ - فردا که زوال شش جهت خواهد بود رباعی ۲۷۳ - گر ملک تو شام و گر یمن خواهد بود رباعی ۲۷۴ - گویند به حشر گفتگو خواهد بود رباعی ۲۷۵ - عاشق که غمش بر همه کس ظاهر بود رباعی ۲۷۶ - آن کس که زروی علم و دین اهل بود رباعی ۲۷۷ - زان ناله که در بستر غم دوشم بود رباعی ۲۷۸ - هر چند که جان عارف آگاه بود رباعی ۲۷۹ - دوشم به طرب بود نه دلتنگی بود رباعی ۲۸۰ - بخشای بر آنکه جز تو یارش نبود رباعی ۲۸۱ - آن وقت که این انجم و افلاک نبود رباعی ۲۸۲ - جایی که تو باشی اثر غم نبود رباعی ۲۸۳ - عاشق به یقین دان که مسلمان نبود رباعی ۲۸۴ - نه کس که زجور دهر افسرده نبود رباعی ۲۸۵ - چندانکه به کوی سلمه تارست و پود رباعی ۲۸۶ - هر کو ز در عمر درآید برود رباعی ۲۸۷ - عاشق که غم جان خرابش نرود رباعی ۲۸۸ - در دل چو کجیست روی بر خاک چه سود رباعی ۲۸۹ - در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود رباعی ۲۹۰ - روزی که چراغ عمر خاموش شود رباعی ۲۹۱ - گر دشمن مردان همگی حرق شود رباعی ۲۹۲ - گفتی که شب آیم ارچه بیگاه شود رباعی ۲۹۳ - یا رب برهانیم ز حرمان چه شود رباعی ۲۹۴ - آن رشته که بر لعل لبت سوده شود رباعی ۲۹۵ - روزی که جمال دلبرم دیده شود رباعی ۲۹۶ - تا مرد به تیغ عشق بی سر نشود رباعی ۲۹۷ - تا دل ز علایق جهان حر نشود رباعی ۲۹۸ - هرگز دلم از یاد تو غافل نشود رباعی ۲۹۹ - تا مدرسه و مناره ویران نشود رباعی ۳۰۰ - یک ذره زحد خویش بیرون نشود رباعی ۳۰۱ - دلبر دل خسته رایگان می‌خواهد رباعی ۳۰۲ - ار کشتن من دو چشم مستت خواهد رباعی ۳۰۳ - دل وصل تو ای مهر گسل می‌خواهد رباعی ۳۰۴ - یک نیم رخت الست منکم ببعید رباعی ۳۰۵ - آورد صبا گلی ز گلزار امید رباعی ۳۰۶ - گوشم چو حدیث درد چشم تو شنید رباعی ۳۰۷ - هر چند که دیده روی خوب تو ندید رباعی ۳۰۸ - معشوقهٔ خانگی به کاری ناید رباعی ۳۰۹ - یاد تو کنم دلم به فریاد آید رباعی ۳۱۰ - در باغ روم کوی توام یاد آید رباعی ۳۱۱ - پیریم ولی چو عشق را ساز آید رباعی ۳۱۲ - در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید رباعی ۳۱۳ - ای خواجه ز فکر گور غم می‌باید رباعی ۳۱۴ - چشمی به سحاب همنشین می‌باید رباعی ۳۱۵ - ای عشق به درد تو سری می‌باید رباعی ۳۱۶ - آسان گل باغ مدعا نتوان چید رباعی ۳۱۷ - جانم به لب از لعل خموش تو رسید رباعی ۳۱۸ - گلزار وفا ز خار من می‌روید رباعی ۳۱۹ - یا رب بدو نور دیدهٔ پیغمبر رباعی ۳۲۰ - تا چند حدیث قامت و زلف نگار رباعی ۳۲۱ - چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار رباعی ۳۲۲ - سر رشته دولت ای برادر به کف آر رباعی ۳۲۳ - هر در که ز بحر اشکم افتد به کنار رباعی ۳۲۴ - یا رب بگشا گره ز کار من زار رباعی ۳۲۵ - بستان رخ تو گلستان آرد بار رباعی ۳۲۶ - گفتم: چشمم، گفت: براهش میدار رباعی ۳۲۷ - یا رب در دل به غیر خود جا مگذار رباعی ۳۲۸ - ناقوس نواز گر ز من دارد عار رباعی ۳۲۹ - با یار موافق آشنایی خوشتر رباعی ۳۳۰ - یا رب به کرم بر من درویش نگر رباعی ۳۳۱ - لذات جهان چشیده باشی همه عمر رباعی ۳۳۲ - امروز منم به زور بازو مغرور رباعی ۳۳۳ - ای پشت تو گرم کرده سنجاب و سمور رباعی ۳۳۴ - ای در طلب تو عالمی در شر و شور رباعی ۳۳۵ - خورشید چو بر فلک زند رایت نور رباعی ۳۳۶ - گر دور فتادم از وصالت به ضرور رباعی ۳۳۷ - هر لقمه که بر خوان عوانست مخور رباعی ۳۳۸ - در بارگه جلالت ای عذر پذیر رباعی ۳۳۹ - در بزم تو ای شوخ منم زار و اسیر رباعی ۳۴۰ - شمشیر بود ابروی آن بدر منیر رباعی ۳۴۱ - مجنون و پریشان توام دستم گیر رباعی ۳۴۲ - ای فضل تو دستگیر من، دستم گیر رباعی ۳۴۳ - گفتم که: دلم، گفت: کبابی کم گیر رباعی ۳۴۴ - آگاه بزی ای دل و آگاه بمیر رباعی ۳۴۵ - تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز رباعی ۳۴۶ - در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز رباعی ۳۴۷ - در هر سحری با تو همی گویم راز رباعی ۳۴۸ - من بودم دوش و آن بت بنده نواز رباعی ۳۴۹ - ای سر تو در سینه هر محرم راز رباعی ۳۵۰ - گر چشم تو در مقام ناز آید باز رباعی ۳۵۱ - دل جز ره عشق تو نپوید هرگز رباعی ۳۵۲ - دانی که مرا یار چه گفتست امروز رباعی ۳۵۳ - جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز رباعی ۳۵۴ - دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز رباعی ۳۵۵ - الله، به فریاد من بی کس رس رباعی ۳۵۶ - ای جملهٔ بی کسان عالم را کس رباعی ۳۵۷ - نوروز شد و جهان برآورد نفس رباعی ۳۵۸ - دارم دلکی غمین بیامرز و مپرس رباعی ۳۵۹ - در دل دردیست از تو پنهان که مپرس رباعی ۳۶۰ - ای شوق تو در مذاق چندان که مپرس رباعی ۳۶۱ - شاها ز دعای مرد آگاه بترس رباعی ۳۶۲ - اندر صف دوستان ما باش و مترس رباعی ۳۶۳ - ای آینهٔ ذات تو ذات همه کس رباعی ۳۶۴ - ای واقف اسرار ضمیر همه کس رباعی ۳۶۵ - تا در نزنی به هرچه داری آتش رباعی ۳۶۶ - چون ذات تو منفی بود ای صاحب هش رباعی ۳۶۷ - چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش رباعی ۳۶۸ - در میدان آ با سپر و ترکش باش رباعی ۳۶۹ - گر قرب خدا می طلبی دلجو باش رباعی ۳۷۰ - شاهی‌طلبی برو گدای همه باش رباعی ۳۷۱ - چون شب برسد ز صبح خیزان می باش رباعی ۳۷۲ - از قد بلند یار و زلف پستش رباعی ۳۷۳ - دل جای تو شد و گر نه پر خون کنمش رباعی ۳۷۴ - سودای توام در جنون می زد دوش رباعی ۳۷۵ - دارم گنهان ز قطره‌ی باران بیش رباعی ۳۷۶ - در خانه ی خود نشسته بودم دل ریش رباعی ۳۷۷ - شوخی که به دیده بود دایم جایش رباعی ۳۷۸ - آتش به دو دست خویش بر خرمن خویش رباعی ۳۷۹ - پیوسته مرا ز خالق جسم و عرض رباعی ۳۸۰ - ای بر سر حرف این و آن نازده خط رباعی ۳۸۱ - گشتی به وقوف بر مواقف قانع رباعی ۳۸۲ - کی باشد و کی لباس هستی شده شق رباعی ۳۸۳ - دل کرد بسی نگاه در دفتر عشق رباعی ۳۸۴ - بر عود دلم نواخت یک زمزمه عشق رباعی ۳۸۵ - ما را شده‌است دین و آیین همه عشق رباعی ۳۸۶ - خلقان همه بر درگهت ای خالق پاک رباعی ۳۸۷ - دامان غنای عشق پاک آمد پاک رباعی ۳۸۸ - گر فضل کنی ندارم از عالم باک رباعی ۳۸۹ - یا من بک حاجتی و روحی بیدیک رباعی ۳۹۰ - بر چهره ندارم زمسلمانی رنگ رباعی ۳۹۱ - تا شیر بدم شکار من بود پلنگ رباعی ۳۹۲ - در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ رباعی ۳۹۳ - دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ رباعی ۳۹۴ - پرسید کسی منزل آن مهر گسل رباعی ۳۹۵ - درماند کسی که بست در خوبان دل رباعی ۳۹۶ - شیدای ترا روح مقدس منزل رباعی ۳۹۷ - ای عهد تو عهد دوستان سر پل رباعی ۳۹۸ - در باغ کجا روم که نالد بلبل رباعی ۳۹۹ - هر نعت که از قبیل خیرست و کمال رباعی ۴۰۰ - ای چارده ساله مه که در حسن و جمال رباعی ۴۰۱ - می‌رست زدشت خاوران لالهٔ آل رباعی ۴۰۲ - یا رب به علی بن ابی طالب و آل رباعی ۴۰۳ - گر با غم عشق سازگار آید دل رباعی ۴۰۴ - هر جا که وجود کرده سیرست ای دل رباعی ۴۰۵ - چندت گفتم که دیده بردوز ای دل رباعی ۴۰۶ - در عشق چه به ز بردباری ای دل رباعی ۴۰۷ - با خود در وصل تو گشودن مشکل رباعی ۴۰۸ - با اهل زمانه آشنایی مشکل رباعی ۴۰۹ - بر لوح عدم لوایح نور قدم رباعی ۴۱۰ - گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم رباعی ۴۱۱ - من دانگی و نیم داشتم حبهٔ کم رباعی ۴۱۲ - از گردش افلاک و نفاق انجم رباعی ۴۱۳ - هم در ره معرفت بسی تاخته‌ام رباعی ۴۱۴ - حک کردنی است آنچه بنگاشته‌ام رباعی ۴۱۵ - بستم دم مار و دم عقرب بستم رباعی ۴۱۶ - گر من گنه جمله جهان کردستم رباعی ۴۱۷ - تب را شبخون زدم در آتش کشتم رباعی ۴۱۸ - دیریست که تیر فقر را آماجم رباعی ۴۱۹ - رنجورم و در دل از تو دارم صد غم رباعی ۴۲۰ - هر چند به صورت از تو دور افتادم رباعی ۴۲۱ - دی بر سر گور ذله غارت کردم رباعی ۴۲۲ - یا رب من اگر گناه بی حد کردم رباعی ۴۲۳ - تا چند به گرد سر ایمان گردم رباعی ۴۲۴ - عودم چو نبود چوب بید آوردم رباعی ۴۲۵ - اندوه تو از دل حزین می‌دزدم رباعی ۴۲۶ - گر خاک تویی خاک ترا خاک شدم رباعی ۴۲۷ - اندر طلب یار چو مردانه شدم رباعی ۴۲۸ - آنان که به نام نیک می‌خوانندم رباعی ۴۲۹ - چونان شده‌ام که دید نتوانندم رباعی ۴۳۰ - گر خلق چنانکه من منم دانندم رباعی ۴۳۱ - آن دم که حدیث عاشقی بشنودم رباعی ۴۳۲ - عمری به هوس باد هوی پیمودم رباعی ۴۳۳ - من از تو جدا نبوده‌ام تا بودم رباعی ۴۳۴ - هرگز نبود شکست کس مقصودم رباعی ۴۳۵ - در وصل تو پیوسته به گلشن بودم رباعی ۴۳۶ - در کوی تو من سوخته دامن بودم رباعی ۴۳۷ - یک چند دویدم و قدم فرسودم رباعی ۴۳۸ - ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم رباعی ۴۳۹ - در خواب جمال یار خود میدیدم رباعی ۴۴۰ - روزی ز پی گلاب می‌گردیدم رباعی ۴۴۱ - دیشب که بکوی یار می‌گردیدم رباعی ۴۴۲ - گر در سفرم تویی رفیق سفرم رباعی ۴۴۳ - از هجر تو ای نگار اندر نارم رباعی ۴۴۴ - گر دست تضرع به دعا بردارم رباعی ۴۴۵ - یا رب چو به وحدتت یقین می‌دارم رباعی ۴۴۶ - از خاک درت رخت اقامت نبرم رباعی ۴۴۷ - آزرده ترم گر چه کم آزار ترم رباعی ۴۴۸ - جهدی بکنم که دل زجان برگیرم رباعی ۴۴۹ - ساقی اگرم می ندهی می‌میرم رباعی ۴۵۰ - نه از سر کار با خلل می‌ترسم رباعی ۴۵۱ - تا ظن نبری کز آن جهان می‌ترسم رباعی ۴۵۲ - مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم رباعی ۴۵۳ - عیبم مکن ای خواجه اگر می نوشم رباعی ۴۵۴ - یا رب ز گناه زشت خود منفعلم رباعی ۴۵۵ - یک روز بیوفتی تو در میدانم رباعی ۴۵۶ - از جملهٔ دردهای بی درمانم رباعی ۴۵۷ - زان دم که قرین محنت وافغانم رباعی ۴۵۸ - بی‌مهری آن بهانه‌جو می‌دانم رباعی ۴۵۹ - رویت بینم چو چشم را باز کنم رباعی ۴۶۰ - عشق تو ز خاص و عام پنهان چه کنم رباعی ۴۶۱ - بی روی تو رای استقامت نکنم رباعی ۴۶۲ - از بیم رقیب طوف کویت نکنم رباعی ۴۶۳ - با چشم تو یاد نرگس‌تر نکنم رباعی ۴۶۴ - با درد تو اندیشهٔ درمان نکنم رباعی ۴۶۵ - یادت کنم ار شاد و اگر غمگینم رباعی ۴۶۶ - آن بخت ندارم که به کامت بینم رباعی ۴۶۷ - تا بردی ازین دیار تشریف قدوم رباعی ۴۶۸ - غمناکم و از کوی تو با غم نروم رباعی ۴۶۹ - هر چند گهی زعشق بیگانه شوم رباعی ۴۷۰ - یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم رباعی ۴۷۱ - هیهات که باز بوی می می‌شنوم رباعی ۴۷۲ - دانی که چها چها چها می خواهم رباعی ۴۷۳ - ای دوست طواف خانه‌ات می‌خواهم رباعی ۴۷۴ - نی باغ به بستان نه چمن می‌خواهم رباعی ۴۷۵ - سرمایهٔ غم ز دست آسان ندهم رباعی ۴۷۶ - در کوی تو سر در سر خنجر بنهم رباعی ۴۷۷ - دارم ز خدا خواهش جنات نعیم رباعی ۴۷۸ - دی تازه گلی ز گلشن آورد نسیم رباعی ۴۷۹ - ما بین دو عین یار از نون تا میم رباعی ۴۸۰ - با یاد تو با دیدهٔ تر می‌آیم رباعی ۴۸۱ - چون دایره ما ز پوست پوشان توایم رباعی ۴۸۲ - هر چند ز کار خود خبردار نه‌ایم رباعی ۴۸۳ - افسوس که ما عاقبت اندیش نه‌ایم رباعی ۴۸۴ - مادر ره سودای تو منزل کردیم رباعی ۴۸۵ - هر چند که دل به وصل شادان کردیم رباعی ۴۸۶ - ما طی بساط ملک هستی کردیم رباعی ۴۸۷ - جانا من و تو نمونهٔ پرگاریم رباعی ۴۸۸ - ما با می و مستی سر تقوی داریم رباعی ۴۸۹ - شمعم که همه نهان فرو می‌گریم رباعی ۴۹۰ - ما جز به غم عشق تو سر نفرازیم رباعی ۴۹۱ - در مصطبها درد کشان ما باشیم رباعی ۴۹۲ - یک جو غم ایام نداریم خوشیم رباعی ۴۹۳ - ببرید ز من نگار هم خانگیم رباعی ۴۹۴ - من لایق عشق و درد عشق تو نیم رباعی ۴۹۵ - ما قبلهٔ طاعت آن دو رو می‌دانیم رباعی ۴۹۶ - در حضرت پادشاه دوران ماییم رباعی ۴۹۷ - افتاده منم به گوشهٔ بیت حزن رباعی ۴۹۸ - ای دوست ترا به جملگی گشتم من رباعی ۴۹۹ - بگریختم از عشق تو ای سیمین تن رباعی ۵۰۰ - فریاد ز دست فلک بی سر و بن رباعی ۵۰۱ - ای خالق ذوالجلال وحی رحمان رباعی ۵۰۲ - جانست و زبانست زبان دشمن جان رباعی ۵۰۳ - چندین چه زنی نظاره گرد میدان رباعی ۵۰۴ - رفتم به طبیب و گفتم از درد نهان رباعی ۵۰۵ - رویت دریای حسن و لعلت مرجان رباعی ۵۰۶ - فریاد و فغان که باز در کوی مغان رباعی ۵۰۷ - هستی به صفاتی که درو بود نهان رباعی ۵۰۸ - آن دوست که هست عشق او دشمن جان رباعی ۵۰۹ - یا رب ز قناعتم توانگر گردان رباعی ۵۱۰ - یا رب زدو کون بی‌نیازم گردان رباعی ۵۱۱ - یا رب ز کمال لطف خاصم گردان رباعی ۵۱۲ - در درویشی هیچ کم و بیش مدان رباعی ۵۱۳ - دارم گله از درد نه چندان چندان رباعی ۵۱۴ - دنیا گذران، محنت دنیا گذران رباعی ۵۱۵ - یا رب تو مرا به یار دمساز رسان رباعی ۵۱۶ - بر گوش دلم ز غیب آواز رسان رباعی ۵۱۷ - قومی که حقست قبلهٔ همتشان رباعی ۵۱۸ - فریاد ز شب روی و شب رنگیشان رباعی ۵۱۹ - رخسار تو بی نقاب دیدن نتوان رباعی ۵۲۰ - بحریست وجود جاودان موج زنان رباعی ۵۲۱ - با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان رباعی ۵۲۲ - حاصل زدر تو دایما کام جهان رباعی ۵۲۳ - بنگر به جهان سر الهی پنهان رباعی ۵۲۴ - چون حق به تفاصیل شئون گشت بیان رباعی ۵۲۵ - سودت نکند به خانه در بنشستن رباعی ۵۲۶ - پل بر زبر محیط قلزم بستن رباعی ۵۲۷ - از ساحت دل غبار کثرت رفتن رباعی ۵۲۸ - عشق آن صفتی نیست که بتوان گفتن رباعی ۵۲۹ - از باده بروی شیخ رنگ آوردن رباعی ۵۳۰ - تا لعل تو دلفروز خواهد بودن رباعی ۵۳۱ - سهلست مرا بر سر خنجر بودن رباعی ۵۳۲ - دنیا نسزد ازو مشوش بودن رباعی ۵۳۳ - در راه خدا حجاب شد یک سو زن رباعی ۵۳۴ - یا رب تو زخواب ناز بیدارش کن رباعی ۵۳۵ - یک لحظه چراغ آرزوهاپف کن رباعی ۵۳۶ - خواهی که کسی شوی زهستی کم کن رباعی ۵۳۷ - یا رب تو به فضل مشکلم آسان کن رباعی ۵۳۸ - یا رب نظری بر من سرگردان کن رباعی ۵۳۹ - ای غم گذری به کوی بدنامان کن رباعی ۵۴۰ - ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن رباعی ۵۴۱ - در درگه ما دوستی یک دله کن رباعی ۵۴۲ - ای شمع چو ابر گریه و زاری کن رباعی ۵۴۳ - ای ناله گرت دمیست اظهاری کن رباعی ۵۴۴ - گفتم که رخم به رنگ چون کاه مکن رباعی ۵۴۵ - درویشی کن قصد در شاه مکن رباعی ۵۴۶ - افعال بدم ز خلق پنهان می‌کن رباعی ۵۴۷ - عاشق من و دیوانه من و شیدا من رباعی ۵۴۸ - ای چشم من از دیدن رویت روشن رباعی ۵۴۹ - ای عشق تو مایهٔ جنون دل من رباعی ۵۵۰ - شد دیده به عشق رهنمون دل من رباعی ۵۵۱ - ای زلف مسلسلت بلای دل من رباعی ۵۵۲ - بختی نه که با دوست در آمیزم من رباعی ۵۵۳ - ای آنکه تراست عار از دیدن من رباعی ۵۵۴ - ای گشته سراسیمه به دریای تو من رباعی ۵۵۵ - اسرار ازل را نه تو دانی و نه من رباعی ۵۵۶ - زد شعله به دل آتش پنهانی من رباعی ۵۵۷ - سلطان گوید که نقد گنجینهٔ من رباعی ۵۵۸ - رازی که به شب لب تو گوید با من رباعی ۵۵۹ - دارم ز جفای فلک آینه گون رباعی ۵۶۰ - شوریده دلی و غصه گردون گردون رباعی ۵۶۱ - فریاد ز دست فلک آینه گون رباعی ۵۶۲ - تا گرد رخ تو سنبل آمد بیرون رباعی ۵۶۳ - در راه یگانگی نه کفرست و نه دین رباعی ۵۶۴ - گر سقف سپهر گردد آیینهٔ چین رباعی ۵۶۵ - گر صفحهٔ فولاد شود روی زمین رباعی ۵۶۶ - ای در همه شان ذات تو پاک از شین رباعی ۵۶۷ - یا رب به رسالت رسول الثقلین رباعی ۵۶۸ - بر ذره نشینم بچمد تختم بین رباعی ۵۶۹ - هان یاران هوی و ها جوانمردان هو رباعی ۵۷۰ - دورم اگر از سعادت خدمت تو رباعی ۵۷۱ - ای آینه را داده جلا صورت تو رباعی ۵۷۲ - جان و دل من فدای خاک در تو رباعی ۵۷۳ - ای گشته جهان تشنهٔ پرآب از تو رباعی ۵۷۴ - ای شعلهٔ طور، طور پر نور از تو رباعی ۵۷۵ - ای سبزی سبزهٔ بهاران از تو رباعی ۵۷۶ - ای رونق کیش بت‌پرستان از تو رباعی ۵۷۷ - ابریست که خون دیده بارد غم تو رباعی ۵۷۸ - از دیدهٔ سنگ خون چکاند غم تو رباعی ۵۷۹ - ای پیر و جوان دهر شاد از غم تو رباعی ۵۸۰ - ای نالهٔ پیر قرطه پوش از غم تو رباعی ۵۸۱ - ای آمده کار من به جان از غم تو رباعی ۵۸۲ - ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو رباعی ۵۸۳ - ای خالق ذوالجلال و ای رحمان تو رباعی ۵۸۴ - ای کعبه پرست چیست کین من و تو رباعی ۵۸۵ - هر چند که یار سر گرانست به تو رباعی ۵۸۶ - ای در دل من اصل تمنا همه تو رباعی ۵۸۷ - ای در دل و جان صورت و معنی همه تو رباعی ۵۸۸ - شبهای دراز ای دریغا بی تو رباعی ۵۸۹ - درد دل من دواش می‌دانی تو رباعی ۵۹۰ - ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو رباعی ۵۹۱ - من میشنوم که می نبخشایی تو رباعی ۵۹۲ - ما را نبود دلی که کار آید ازو رباعی ۵۹۳ - زلفش بکشی شب دراز آید ازو رباعی ۵۹۴ - عشقست که شیر نر زبون آید ازو رباعی ۵۹۵ - ابر از دهقان که ژاله می‌روید ازو رباعی ۵۹۶ - سودای سر بی سر و سامان یک سو رباعی ۵۹۷ - ای دل چو فراق یار دیدی خون شو رباعی ۵۹۸ - ای در صفت ذات تو حیران که و مه رباعی ۵۹۹ - اندر شش و چار غایب آید ناگاه رباعی ۶۰۰ - ای خاک نشین درگه قدر تو ماه رباعی ۶۰۱ - ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه رباعی ۶۰۲ - اینک سر کوی دوست اینک سر راه رباعی ۶۰۳ - معمورهٔ دل به علم آراسته به رباعی ۶۰۴ - در گفتن ذکر حق زبان از همه به رباعی ۶۰۵ - از مردم صدرنگ سیه پوشی به رباعی ۶۰۶ - از هر چه نه از بهر تو کردم توبه رباعی ۶۰۷ - از بس که شکستم و ببستم توبه رباعی ۶۰۸ - جز وصل تو دل به هر چه بستم توبه رباعی ۶۰۹ - چشمم که سرشک لاله گون آورده رباعی ۶۱۰ - ای نیک نکرده و بدیها کرده رباعی ۶۱۱ - زاهد خوشدل که ترک دنیا کرده رباعی ۶۱۲ - گر جا به حرم ور به کلیسا کرده رباعی ۶۱۳ - بحریست نه کاهنده نه افزاینده رباعی ۶۱۴ - افسوس که عمر رفت بر بیهوده رباعی ۶۱۵ - ما درویشان نشسته در تنگ دره رباعی ۶۱۶ - تا کی زجهان پر گزند اندیشه رباعی ۶۱۷ - هجران ترا چو گرم شد هنگامه رباعی ۶۱۸ - دنیا طلبان ز حرص مستند همه رباعی ۶۱۹ - ای چشم تو چشم چشمه هر چشم همه رباعی ۶۲۰ - چون باز سفید در شکاریم همه رباعی ۶۲۱ - ای روی تو مهر عالم آرای همه رباعی ۶۲۲ - سودا به سرم همچو پلنگ اندر کوه رباعی ۶۲۳ - هستی که ظهور می‌کند در همه شی رباعی ۶۲۴ - ای خالق ذوالجلال و ای بار خدای رباعی ۶۲۵ - دارم صنمی چهره برافروخته‌ای رباعی ۶۲۶ - من کیستم آتش به دل افروخته‌ای رباعی ۶۲۷ - آنم که توام ز خاک برداشته‌ای رباعی ۶۲۸ - ای غم که حجاب صبر بشکافته‌ای رباعی ۶۲۹ - من کیستم از خویش به تنگ آمده‌ای رباعی ۶۳۰ - یا پست و بلند دهر را سرکوبی رباعی ۶۳۱ - یا سرکشی سپهر را سرکوبی رباعی ۶۳۲ - عهدی به سر زبان خود بربستی رباعی ۶۳۳ - غم جمله نصیب چرخ خم بایستی رباعی ۶۳۴ - زلفت سیمست و مشک را کان گشتی رباعی ۶۳۵ - ای شیر خدا امیر حیدر فتحی رباعی ۶۳۶ - در کوی خودم مسکن و ماوا دادی رباعی ۶۳۷ - اول همه جام آشنایی دادی رباعی ۶۳۸ - ای شاه ولایت دو عالم مددی رباعی ۶۳۹ - من کیستم از قید دو عالم فردی رباعی ۶۴۰ - از چهره همه خانه منقش کردی رباعی ۶۴۱ - عشقم دادی زاهل دردم کردی رباعی ۶۴۲ - با فاقه و فقر همنشینم کردی رباعی ۶۴۳ - ای دیده مرا عاشق یاری کردی رباعی ۶۴۴ - ای دل تا کی مصیبت‌افزا گردی رباعی ۶۴۵ - ای آنکه به گرد شمع دود آوردی رباعی ۶۴۶ - ای چرخ بسی لیل و نهار آوردی رباعی ۶۴۷ - ای کاش مرا به نفت آلایندی رباعی ۶۴۸ - ای خالق ذوالجلال هر جانوری رباعی ۶۴۹ - دستی نه که از نخل تو چینم ثمری رباعی ۶۵۰ - هنگام سپیده دم خروس سحری رباعی ۶۵۱ - ای ذات تو در صفات اعیان ساری رباعی ۶۵۲ - عالم ار نه‌ای ز عبرت عاری رباعی ۶۵۳ - یا رب یا رب کریمی و غفاری رباعی ۶۵۴ - گیرم که هزار مصحف از بر داری رباعی ۶۵۵ - ای شمع نمونه‌ای زسوزم داری رباعی ۶۵۶ - چون گل به گلاب شسته رویی داری رباعی ۶۵۷ - ای دل بر دوست تحفه جز جان نبری رباعی ۶۵۸ - پیوسته تو دل ربوده‌ای معذوری رباعی ۶۵۹ - یا شاه تویی آنکه خدا را شیری رباعی ۶۶۰ - یا گردن روزگار را زنجیری رباعی ۶۶۱ - از کبر مدار هیچ در دل هوسی رباعی ۶۶۲ - ای در سر هر کس از خیالت هوسی رباعی ۶۶۳ - گر شهره شوی به شهر، شرالناسی رباعی ۶۶۴ - تا نگذری از جمع به فردی نرسی رباعی ۶۶۵ - گه شانه کش طرهٔ لیلا باشی رباعی ۶۶۶ - مآزار دلی را که تو جانش باشی رباعی ۶۶۷ - جان چیست غم و درد و بلا را هدفی رباعی ۶۶۸ - بگشود نگار من نقاب از طرفی رباعی ۶۶۹ - وصافی خود به رغم حاسد تا کی رباعی ۶۷۰ - ای دل زشراب جهل مستی تا کی رباعی ۶۷۱ - ای آنکه به کنهت نرسد ادراکی رباعی ۶۷۲ - ای از تو به باغ هر گلی را رنگی رباعی ۶۷۳ - تا بتوانی بکش به جان بار دلی رباعی ۶۷۴ - از درد تو نیست چشم خالی ز نمی رباعی ۶۷۵ - بی پا و سران دشت خون آشامی رباعی ۶۷۶ - دل داغ تو دارد ارنه بفروختمی رباعی ۶۷۷ - حقا که اگر چو مرغ پر داشتمی رباعی ۶۷۸ - هستی که عیان نیست روان در شانی رباعی ۶۷۹ - گر در طلب گوهر کانی کانی رباعی ۶۸۰ - میدان فراخ و مرد میدانی، نی رباعی ۶۸۱ - دردی داریم و سینهٔ بریانی رباعی ۶۸۲ - گر طاعت خود نقش کنم بر نانی رباعی ۶۸۳ - نزدیکان را بیش بود حیرانی رباعی ۶۸۴ - نزدیکان را بیش بود حیرانی رباعی ۶۸۵ - ای آنکه دوای دردمندان دانی رباعی ۶۸۶ - آنی تو که حال دل نالان دانی رباعی ۶۸۷ - گفتی که به وقت مجلس افروختنی رباعی ۶۸۸ - ما را به سر چاه بری دست زنی رباعی ۶۸۹ - تا چند سخن تراشی و رنده زنی رباعی ۶۹۰ - ای واحد بی مثال معبود غنی رباعی ۶۹۱ - خواهی چو خلیل کعبه بنیاد کنی رباعی ۶۹۲ - گر زانکه هزار کعبه آزاد کنی رباعی ۶۹۳ - ای آنکه سپهر را پر از ابر کنی رباعی ۶۹۴ - ای خوانده ترا خدا ولی ادرکنی رباعی ۶۹۵ - یاقوت ز دیده ریختم تا چه کنی رباعی ۶۹۶ - دنیای دنی پر هوس را چه کنی رباعی ۶۹۷ - تا ترک علایق و عوایق نکنی رباعی ۶۹۸ - یارب! در خلق تکیه گاهم نکنی رباعی ۶۹۹ - گر در یمنی چو با منی پیش منی رباعی ۷۰۰ - از سادگی و سلیمی و مسکینی رباعی ۷۰۱ - باز آی که تا صدق نیازم بینی رباعی ۷۰۲ - ای دل اگر آن عارض دلجو بینی رباعی ۷۰۳ - ای در خم چوگان تو سرها شده گوی رباعی ۷۰۴ - هان مردان هان و هان جوانمردان هوی رباعی ۷۰۵ - در کوی تو می دهند جانی به جوی رباعی ۷۰۶ - تحقیق معانی ز عبارات مجوی رباعی ۷۰۷ - در ظلمت حیرت ار گرفتار شوی رباعی ۷۰۸ - در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی رباعی ۷۰۹ - گر صید عدم شوی ز خود رسته شوی رباعی ۷۱۰ - از هستی خویش تا پشیمان نشوی رباعی ۷۱۱ - آمد بر من قاصد آن سرو سهی رباعی ۷۱۲ - تا تو هوس خدای از سر ننهی رباعی ۷۱۳ - دنیا راهی بهشت منزلگاهی رباعی ۷۱۴ - ای دلبر عیسی نفس ترسایی رباعی ۷۱۵ - پاکی و منزهی و بی همتایی رباعی ۷۱۶ - گفتم که کرایی تو بدین زیبایی رباعی ۷۱۷ - بردارم دل گر از جهان فرمایی رباعی ۷۱۸ - آنجا که ببایی نه پدیدی گویی رباعی ۷۱۹ - آیینه صفت به دست او نیکویی رباعی ۷۲۰ - ای آنکه بر آرنده ی حاجات تویی رباعی ۷۲۱ - ای آنکه گشایندهٔ هر بند تویی رباعی ۷۲۲ - سبحان الله! به هر غمی یار تویی رباعی ۷۲۳ - الله تویی وز دلم آگاه تویی رباعی ۷۲۴ - ای آنکه به ملک خویش پاینده تویی