هوش مصنوعی: این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از عشق، وفاداری، صبر و امید سخن می‌گوید. او از درد فراق و عشق نافرجام می‌نالد و از خداوند طلب یاری و لطف می‌کند. همچنین، شاعر به اهمیت صداقت و پرهیز از دروغ اشاره می‌کند و از عواقب ناشی از بی‌وفایی و نادیده گرفتن عشق حقیقی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق نافرجام ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد یا نیاز به تفسیر داشته باشد.

غزل ۲۸ - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست
که مونسِ دمِ صبحم، دعایِ دولتِ توست ۱

سِرِشک من که ز طوفان نوح دست بَرَد
ز لوح سینه نیارَست نقشِ مهرِ تو شُست ۲

بکن معامله‌ای، وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست ۳

زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتَمِ جم، یاوه کرد و باز نَجُست ۴

دلا طَمَع مَبُر از لطفِ بی‌نهایتِ دوست
چو لافِ عشق زدی، سر بباز، چابک و چُست ۵

به صدق کوش، که خورشید زایَد از نَفَسَت
که از دروغ سیه‌روی گشت صبحِ نخست ۶

شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
نمی‌کنی به ترحم، نِطاق سلسله سست ۷

مرنج حافظ و از دلبر‌ان حِفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نَرُست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۹۵۵
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷ - در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
گوهر بعدی:غزل ۲۹ - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.