هوش مصنوعی: در این شعر، حافظ از دیدار یار خود در دیر مغان و حالات عاشقانه‌اش سخن می‌گوید. او از مستی یار و زیبایی‌هایش مانند نرگس‌های مست، شکل ماه نو در نعل اسبش، و قد بلندش که صنوبر را پست می‌کند، یاد می‌کند. شاعر از حالات روحی خود و جدایی از یارش می‌گوید و آرزو می‌کند که یارش بازگردد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.

غزل ۲۷ - در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگسِ مستش مست ۱

در نعلِ سمندِ او شکلِ مهِ نو پیدا
وز قدِ بلندِ او بالایِ صنوبر، پست ۲

آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیست
وز بَهرِ چه گویم نیست با وی نظرم، چون هست ۳

شمعِ دلِ دمسازم، بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان، برخاست چو او بنشست ۴

گر غالیه خوش بو شد، در گیسویِ او پیچید
ور وَسمه کمانکَش گشت، در ابروی او پیوست ۵

بازآی که بازآید عمرِ شدهٔ حافظ
هرچند که ناید باز، تیری که بِشُد از شست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۸۹۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶ - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
گوهر بعدی:غزل ۲۸ - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.