هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زندگی زودگذر و ناپایدار اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که از غم و اندوه دنیا دوری کند و به لذتهای زودگذر مانند نوشیدن باده روی آورد. شاعر از آزادی از تعلقات دنیوی سخن میگوید و به مخاطب توصیه میکند که به دادههای خداوند راضی باشد و از جستجوی وفا و عهد در دنیای ناپایدار دست بردارد. همچنین، شاعر به مخاطب یادآوری میکند که لطف و سخن زیبا موهبتی الهی است و نباید به آن حسد برد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف باده و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۷ - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست
بیا که قصرِ اَمَل سخت سستبنیادست
بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست ۱
غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود
ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست ۲
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروشِ عالَمِ غیبم چه مژدهها دادست ۳
که ای بلندنظر شاهبازِ سِدرهنشین
نشیمن تو نه این کُنجِ محنتآبادست ۴
تو را ز کنگرهٔ عرش میزنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست ۵
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث، ز پیرِ طریقتم یادست ۶
غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد
که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست ۷
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست ۸
مجو درستیِ عهد از جهانِ سستنهاد
که این عجوز، عروسِ هزاردامادست ۹
نشان عهد و وفا نیست در تبسّمِ گل
بنال بلبل بیدل که جای فریادست ۱۰
حسد چه میبری ای سستنظم بر حافظ؟
قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست ۱۱
بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست ۱
غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود
ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست ۲
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروشِ عالَمِ غیبم چه مژدهها دادست ۳
که ای بلندنظر شاهبازِ سِدرهنشین
نشیمن تو نه این کُنجِ محنتآبادست ۴
تو را ز کنگرهٔ عرش میزنند صفیر
ندانمت که در این دامگه چه افتادست ۵
نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث، ز پیرِ طریقتم یادست ۶
غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد
که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست ۷
رضا به داده بده وز جبین گره بگشای
که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست ۸
مجو درستیِ عهد از جهانِ سستنهاد
که این عجوز، عروسِ هزاردامادست ۹
نشان عهد و وفا نیست در تبسّمِ گل
بنال بلبل بیدل که جای فریادست ۱۰
حسد چه میبری ای سستنظم بر حافظ؟
قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۸۶۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶ - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.