هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق الهی، حرکت و جنبش در راه حق، و تأثیر عشق بر جهان هستی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند سم اسب، سنگ خاره، و قلم جزا، به بیان حالات روحانی و عرفانی خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای خوانندگان جوان پیچیده باشد.
غزل ۱۶۴ - چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
لب سنگ خاره شاید که پی دعا بجنبد ۱
چو به محشر اندر آئی دو جهان بناز کشته
عجب ار به دست فرمان قلم جزا بجنبد ۲
چه خجسته جلوهگاهی که به عزم رقص آنجا
قدم آورد به جنبش که زمین ز جا بجنبد ۳
فکند نسیم عشقت به جهان قدس اگر ره
ز هوس منزه آن را به دل این هوا بجنبد ۴
دهد آن زمان هوس را رگ ذوق من به جنبش
که رکاب عزم آن مه پی قتل ما بجنبد ۵
سخن از ره دو دیده به حریم دل نهدرو
به اشارهٔ ابروی او چو ز گوشهها بجنبد ۶
همهٔ خسروان معنی علم افکنند گاهی
که خیال محتشم را قلم لوا بجنبد ۷
لب سنگ خاره شاید که پی دعا بجنبد ۱
چو به محشر اندر آئی دو جهان بناز کشته
عجب ار به دست فرمان قلم جزا بجنبد ۲
چه خجسته جلوهگاهی که به عزم رقص آنجا
قدم آورد به جنبش که زمین ز جا بجنبد ۳
فکند نسیم عشقت به جهان قدس اگر ره
ز هوس منزه آن را به دل این هوا بجنبد ۴
دهد آن زمان هوس را رگ ذوق من به جنبش
که رکاب عزم آن مه پی قتل ما بجنبد ۵
سخن از ره دو دیده به حریم دل نهدرو
به اشارهٔ ابروی او چو ز گوشهها بجنبد ۶
همهٔ خسروان معنی علم افکنند گاهی
که خیال محتشم را قلم لوا بجنبد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۳ - روزگاری رفت و از ما نامدت یک بار یاد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵ - نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.