هوش مصنوعی:
این شعر از درد هجران و عشق سخن میگوید و به مفاهیمی مانند رنج، عذر و تقصیر، ریا و صداقت، و امید به نور در تاریکی میپردازد. شاعر از زاهدانی انتقاد میکند که در ظاهر پرهیزکارند اما در باطن عیبهایی دارند. همچنین، به ستایش عشق و مستی معنوی پرداخته و اشاره میکند که حتی در تاریکیهای زندگی، امید و نور وجود دارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۷۴ - طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارد
طبیب من ز هجر خود مرارنجور میدارد
مرا رنجور کرد از هجر و از خود دور میدارد ۱
چو عذری هست در تقصیر طاعت می پرستان را
امام شهر گر دارد مرا معذور میدارد ۲
به باطن گر ندارد زاهد خلوت نشین عیبی
چرا در خرقهٔ خود را این چنین مستور میدارد ۳
اگر بینی صفائی در رخ زاهد مرو از ره
که صادق نیست صبح کاذب اما نور میدارد ۴
سیه روزم ولی هستم پرستار آفتابی را
که عالم را منور در شب دی جور میدارد ۵
طلب کن نشئه زان ساقی که بیمی چشم خوبان را
به قدر هوش ما گه مست و گه مخمور میدارد ۶
پس از یک مردمی گر میکنی صد جور پیدرپی
همان یک مردمی را محتشم منظور میدارد ۷
مرا رنجور کرد از هجر و از خود دور میدارد ۱
چو عذری هست در تقصیر طاعت می پرستان را
امام شهر گر دارد مرا معذور میدارد ۲
به باطن گر ندارد زاهد خلوت نشین عیبی
چرا در خرقهٔ خود را این چنین مستور میدارد ۳
اگر بینی صفائی در رخ زاهد مرو از ره
که صادق نیست صبح کاذب اما نور میدارد ۴
سیه روزم ولی هستم پرستار آفتابی را
که عالم را منور در شب دی جور میدارد ۵
طلب کن نشئه زان ساقی که بیمی چشم خوبان را
به قدر هوش ما گه مست و گه مخمور میدارد ۶
پس از یک مردمی گر میکنی صد جور پیدرپی
همان یک مردمی را محتشم منظور میدارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۳ - دیگر که هوای گل خود روی تو دارد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۵ - مرا خیال تو شبها به خواب نگذارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.