هوش مصنوعی: این شعر از عشق و اضطراب ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از بی‌قراری و آشفتگی خود در میدان عشق می‌نالد و از تشبیهاتی مانند مرغ وحشی در قفس و اضطراب ناشی از عشق استفاده می‌کند. همچنین، به نقش موسیقی و شراب عشق در تسکین دردها اشاره می‌کند و در پایان، از بی‌اعتنایی جهان به رفتن عزیزان ابراز تاسف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و اضطراب‌های ناشی از آن، همراه با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده، برای درک بهتر به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل می‌گیرد.

غزل ۳۱۹ - عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس

عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس
وز سم آتش می‌جهاند توسن تند هوس ۱

آن چنانم مضطرب کز من گران لنگریست
در ره صرصر غبار و بر سر گرداب خس ۲

حال دل در سینه صد چاک من دانی اگر
دیده باشی اضطراب مرغ وحشی در قفس ۳

بشکن ای مطرب که مجنونان لیلی دوست را
ساز ز آواز حدی می‌باید و بانگ جرس ۴

گر خورند آب به قابس می‌کنند آخر از آن
آن چه نتوان کرد زان بس باده عشق است و بس ۵

رشتهٔ جان شد چنان باریک کاندر جسم زار
بگسلد صد جا اگر پیوند یابد با نفس ۶

گر سگ کویش دهد یک بارم آواز از قفا
از شعف رویم بماند تا قیامت باز پس ۷

می‌تواند راندم زین شکرستان هرگه او
ذوق شیرینی تواند بردن از طبع مگس ۸

حیف کز دنیا برون شد محتشم وز هیچ جا
حیف و افسوسی نیامد بر زبان هیچ کس ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۸ - بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰ - با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.