هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیرحمی و بیتوجهی دیگران به حال ناتوانان و محرومان شکایت میکند و از مخاطب میخواهد که به جای پرسیدن از دیگران، مستقیماً از دل و جان خود یا اطرافیان نزدیکش دربارهٔ حال این افراد بپرسد. او تأکید میکند که حتی سگان آستان نیز شایستهٔ توجه هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از اشارات انتقادی برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۳۲۱ - آخر ای بیرحم حال ناتوان خود بپرس
آخر ای بیرحم حال ناتوان خود بپرس
حرف محرومان خویش از محرمان خود بپرس ۱
نام دورافتادگان گر رفته از خاطر تو نیز
از فراموشان بینام و نشان خود بپرس ۲
چون طبیب شهر گوید حرف بیماران عشق
گر توان حرفی ز درد ناتوان خود بپرس ۳
من نمیگویم بپرس از دیگران احوال من
از دل بیاعتقاد بدگمان خود بپرس ۴
شرح آن زاری که من بر آستانت میکنم
از کسی دیگر مپرس از پاسبان خود بپرس ۵
یا مپرس احوال من جائیکه باشد مدعی
یا به تغییر زبان از هم زبان خود بپرس ۶
محتشم بر آستانت از سگی خود کم نبود
حالش آخر از سگان آستان خود بپرس ۷
حرف محرومان خویش از محرمان خود بپرس ۱
نام دورافتادگان گر رفته از خاطر تو نیز
از فراموشان بینام و نشان خود بپرس ۲
چون طبیب شهر گوید حرف بیماران عشق
گر توان حرفی ز درد ناتوان خود بپرس ۳
من نمیگویم بپرس از دیگران احوال من
از دل بیاعتقاد بدگمان خود بپرس ۴
شرح آن زاری که من بر آستانت میکنم
از کسی دیگر مپرس از پاسبان خود بپرس ۵
یا مپرس احوال من جائیکه باشد مدعی
یا به تغییر زبان از هم زبان خود بپرس ۶
محتشم بر آستانت از سگی خود کم نبود
حالش آخر از سگان آستان خود بپرس ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۰ - با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
گوهر بعدی:غزل ۳۲۲ - ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.