هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج ناشی از عشق و هجران است. شاعر از بیپایانی درد و هجران شکایت میکند و از جور و ستم معشوق و کافردلان مینالد. او از دست دادن دین و دل و قصد جان را توصیف میکند و از مسلمانان طلب کمک و درمان میکند. شاعر همچون حافظ، شب و روز در آتش عشق و فراق میسوزد و میگرید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۹۶ - درد ما را نیست درمان الغیاث
درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث ۱
دین و دل بردند و قصد جان کنند
الغیاث از جور خوبان الغیاث ۲
در بهای بوسهای جانی طلب
میکنند این دل ستانان الغیاث ۳
خون ما خوردند این کافردلان
ای مسلمانان چه درمان الغیاث ۴
همچو حافظ روز و شب بی خویشتن
گشتهام سوزان و گریان الغیاث ۵
هجر ما را نیست پایان الغیاث ۱
دین و دل بردند و قصد جان کنند
الغیاث از جور خوبان الغیاث ۲
در بهای بوسهای جانی طلب
میکنند این دل ستانان الغیاث ۳
خون ما خوردند این کافردلان
ای مسلمانان چه درمان الغیاث ۴
همچو حافظ روز و شب بی خویشتن
گشتهام سوزان و گریان الغیاث ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۶۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.