هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با نگاه و رفتار خود، دل او را شکار کرده است. شاعر از غمزه‌ها و نازهای معشوق سخن می‌گوید و از درد عشق و فراق شکایت می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که به دیدارش بیاید و با سخنان مجلسی خود، ذوق او را برانگیزد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۵۶۶ - باز بر من نظر افکنده شکار اندازی

باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
به شکار آمده در دشت دلم شهبازی ۱

کرده از گوشه کنارم هدف ناوک ناز
گوشه چشم خدنگ افکن صید اندازی ۲

خون بهای دو جهانست در اثنای عتاب
از لبش خنده‌ای از گوشهٔ چشمش نازی ۳

سخن مجلسیش می‌کشد از ذوق مرا
چون زیم گر شنوم روزی از آن لب رازی ۴

به زکات قدمت بر لب بام آی امشب
چون به گوشت رسد آلوده به درد آوازی ۵

چشمت از غمزه مرا کشت و لب زنده نساخت
آخر ای یوسف عیسی نفسان اعجازی ۶

محتشم دل چو به آن غمزه سپردی زنهار
برحذر باش که واقف نشود غمازی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۶۵ - باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
گوهر بعدی:غزل ۵۶۷ - چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.