هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیفایدهبودن علم رسمی و قیلوقالهای آن سخن میگوید و درس عشق را که سرشار از وجد و حال است، برتر میداند. او به رحمت الهی امید دارد و از سخنان زاهد دوری میکند. شاعر به عشق و وصال معتقد است و از ستمهای معشوق شکایت میکند و درد هجران را با زبان حال بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۴ - بگذر ز علم رسمی، که تمام قیل و قال است
بگذر ز علم رسمی، که تمام قیل و قال است
من و درس عشق ای دل! که تمام وجد و حال است ۱
ز مراحم الهی، نتوان برید امید
مشنو حدیث زاهد، که شنیدنش وبال است ۲
طمع وصال گفتی که به کیش ما حرام است
تو بگو که خون عاشق، به کدام دین حلال است؟ ۳
به جواب دردمندان، بگشا لب ای شکرخا!
به کرشمه کن حواله، که جواب صد سوال است ۴
غم هجر را بهائی، به تو ای بت ستمگر
به زبان حال گوید که زبان قال لال است ۵
من و درس عشق ای دل! که تمام وجد و حال است ۱
ز مراحم الهی، نتوان برید امید
مشنو حدیث زاهد، که شنیدنش وبال است ۲
طمع وصال گفتی که به کیش ما حرام است
تو بگو که خون عاشق، به کدام دین حلال است؟ ۳
به جواب دردمندان، بگشا لب ای شکرخا!
به کرشمه کن حواله، که جواب صد سوال است ۴
غم هجر را بهائی، به تو ای بت ستمگر
به زبان حال گوید که زبان قال لال است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۷۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳ - به عالم هر دلی کاو هوشمند است
گوهر بعدی:غزل ۵ - دلا! باز این همه افسردگی چیست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.