هوش مصنوعی: شاعر از گذر عمر و رسیدن به پیری سخن می‌گوید که با غم و رنج همراه است. او از بی‌عدالتی جهان و حسادت دیگران شکایت دارد و اشاره می‌کند که تزویر و ریا در جامعه رواج دارد. در پایان، عشق را تنها راه نجات می‌داند و خود را به جنون متهم می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به غم و ناامیدی می‌تواند برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۰ - عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود

عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود ۱

کارکنان سپهر، بر سر دعوی شدند
آنچه بدادند دیر، باز گرفتند زود ۲

حاصل ما از جهان نیست به جز درد و غم
هیچ ندانم چراست این همه رشک حسود ۳

نیست عجب گر شدیم شهره به زرق و ریا
پردهٔ تزویر ما، سد سکندر نبود ۴

نام جنون را به خود داد بهائی قرار
نیست به جز راه عشق، زیر سپهر کبود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۷۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹ - آنها که ربودهٔ الستند
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - نگشود مرا ز یاریت کار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.