هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و جدایی می‌گوید و بیان می‌کند که معشوقش دل او را برده و از او روی گردانیده است. او از تنهایی و رنج عشق شکایت می‌کند و از این که طبیبش نیز نتوانسته درد او را درمان کند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمع سوخته و گریه‌های صراحی، عمق رنج خود را به تصویر می‌کشد و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۳۷ - دل از من برد و روی از من نهان کرد

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد ۱

شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد ۲

چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سر گران کرد ۳

که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد ۴

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد ۵

صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد ۶

میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد ۷

عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۸۶۳
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.