خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق و فراق سخن می‌گوید. شاعر از یاد نکردن یار در زمان سفر، ناله‌هایش در کوه‌ها، و امید به شنیدن صدای معشوق می‌گوید. همچنین، از ناتوانی در رسیدن به خواسته‌ها و آرزوها و از دست دادن فرصت‌ها ابراز تاسف می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۸ - یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد

یاد باد آن که ز ما وقتِ سفر یاد نکرد
به وداعی دلِ غم‌دیدهٔ ما شاد نکرد ۱

آن جوان‌بخت که می‌زد رقمِ خیر و قبول
بندهٔ پیر ندانم ز چه آزاد نکرد ۲

کاغذین جامه به خونآب بشویم که فلک
رهنمونیم به پایِ عَلَمِ داد نکرد ۳

دل به امّیدِ صدایی که مگر در تو رسد
ناله‌ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد ۴

سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغِ سحر
آشیان در شِکَنِ طُرِّهٔ شمشاد نکرد ۵

شاید ار پیکِ صبا، از تو بیاموزد کار
زآن که چالاک‌تر از این حرکت، باد نکرد ۶

کِلْکِ مَشّاطِهٔ صُنعَش نَکِشد نقشِ مراد
هر که اقرار بدین حُسنِ خداداد نکرد ۷

مطربا! پرده بگردان و بزن راهِ عراق
که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد ۸

غزلیاتِ عراقی‌ست سرودِ حافظ
که شنید این رهِ دل‌سوز که فریاد نکرد؟ ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۷ - دل از من برد و روی از من نهان کرد
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹ - رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.