هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق و ناتوانی در پذیرش نصایح دیگران است. شاعر از عشق به معشوق و لذت نوشیدن شراب سخن می‌گوید و از ناکامی‌های خود در زندگی و عشق می‌نالد. او همچنین به مفاهیم عرفانی مانند رضا به قضای الهی و بی‌نیازی معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مفاهیم مرتبط با آن ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۱۴۹ - دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد
ز هر در می‌دهم پندش ولیکن در نمی‌گیرد ۱

خدا را ای نصیحت گو حدیث ساغر و می گو
که نقشی در خیال ما از این خوش تر نمی‌گیرد ۲

بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده ی رنگین
که فکری در درون ما از این بهتر نمی‌گیرد ۳

صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند
عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیرد ۴

من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی
که پیر می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرد ۵

از آن رو هست یاران را صفاها با می لعلش
که غیر از راستی نقشی در آن جوهر نمی‌گیرد ۶

سر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بردوز
برو کاین وعظ بی‌معنی مرا در سر نمی‌گیرد ۷

نصیحت گوی رندان را که با حکم قضا جنگ است
دلش بس تنگ می‌بینم مگر ساغر نمی‌گیرد ۸

میان گریه می‌خندم که چون شمع اندر این مجلس
زبان آتشینم هست لیکن در نمی‌گیرد ۹

چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را
که کس آهوی وحشی را از این خوشتر نمی‌گیرد ۱۰

سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است
چه سود افسونگری ای دل که در دلبر نمی‌گیرد ۱۱

من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار
اگر می‌گیرد این آتش زمانی در نمی‌گیرد ۱۲

خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت
دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر نمی‌گیرد ۱۳

بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم
که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی‌گیرد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۷۱۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - یارم چو قدح به دست گیرد
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - ساقی ار باده از این دست به جام اندازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.