هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از سیف فرغانی، بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از عشق بیپاسخ و نبود خریداری برای دل و دیدهاش مینالد، و از رقیب و پردههایی که مانع دیدار معشوق هستند شکایت میکند. او حیران معشوق است و تأکید میکند که هیچ کس در شهر از عشق معشوق در امان نیست. شاعر حاضر است جان و دل خود را فدا کند، حتی اگر ارزشی در بازار عشق معشوق نداشته باشند. در نهایت، شاعر از بیپاسخی معشوق و نبود کسی که اسیر عشق او نباشد، شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شاعرانه ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
غزل ۱۹ - کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست
کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست
کو کسی کو به دل و دیده خریدار تو نیست ۱
دور کن پرده ز رخسار و رقیب از پهلو
که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست ۲
در تو حیرانم و آنکس که ندانست تو را
وندر آن کس که بدانست و طلب کار تو نیست ۳
در طلب کاری گلزار وصالت امروز
نیست راهی که درو پای من و خار تو نیست ۴
شربت وصل تو را وقت صلای عام است
ز آنکه در شهر کسی نیست که بیمار تو نیست ۵
من به شکرانهٔ وصلت دل و جان پیش کشم
گر متاع دل و جان کاسد بازار تو نیست ۶
در بهای نظری از تو بدادم جانی
بپذیر از من اگر چند سزاوار تو نیست ۷
وصل تو خواستم از لطف تو روزی، گفتی
چون مرا رای بود حاجت گفتار تو نیست ۸
سیف فرغانی از تو به که نالد چون هیچ
«کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست» ۹
کو کسی کو به دل و دیده خریدار تو نیست ۱
دور کن پرده ز رخسار و رقیب از پهلو
که مرا طاقت نادیدن دیدار تو نیست ۲
در تو حیرانم و آنکس که ندانست تو را
وندر آن کس که بدانست و طلب کار تو نیست ۳
در طلب کاری گلزار وصالت امروز
نیست راهی که درو پای من و خار تو نیست ۴
شربت وصل تو را وقت صلای عام است
ز آنکه در شهر کسی نیست که بیمار تو نیست ۵
من به شکرانهٔ وصلت دل و جان پیش کشم
گر متاع دل و جان کاسد بازار تو نیست ۶
در بهای نظری از تو بدادم جانی
بپذیر از من اگر چند سزاوار تو نیست ۷
وصل تو خواستم از لطف تو روزی، گفتی
چون مرا رای بود حاجت گفتار تو نیست ۸
سیف فرغانی از تو به که نالد چون هیچ
«کس ندانم که درین شهر گرفتار تو نیست» ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸ - در سمن با آن طراوت حسن این رخسار نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۰ - چون تو را میل و مرا از تو شکیبایی نیست؟!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.