هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و عشق سخن می‌گوید و تنها درمان خود را در وصال معشوق می‌داند. او از خداوند طلب وصل می‌کند و بیان می‌دارد که هیچ‌کس جز معشوق نمی‌تواند نیازهایش را برآورده کند. شاعر به رغم جفاهای معشوق، وفادار است و عشق خود را بی‌قید و شرط ابراز می‌کند. همچنین، او از لطف‌های معشوق و ارزش ذکر و یاد او سخن می‌گوید و در پایان، از فراق و تأثیر آن بر زندگی خود می‌نالد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۹ - آه درد مرا دوا که کند؟

آه درد مرا دوا که کند؟
چارهٔ کارم ای خدا که کند؟

چون مرا دردمند هجرش کرد
غیر وصلش مرا دوا که کند؟

از خدا وصل اوست حاجت من
حاجت من جز او روا که کند؟

من به دست آورم وصالش لیک
ملک عالم به من رها که کند؟

دادن دل بدو صواب نبود
در جهان جز من به این خطا که کند؟

لایق است او به هر وفا که کنم
راضیم من به هر جفا که کند

دی مرا دید، داد دشنامی
این چنین لطف دوست با که کند؟

ای توانگر به حسن غیر از تو
جود با همچو من گدا که کند؟

وصل تو دولتی‌ست، تا که برد؟
ذکر تو طاعتی‌ست، تا که کند

جان به مرگ ار زتن جدا گردد
مهرت از جان به من جدا که کند؟

سیف فرغانی از سر این کوی
چون تو رفتی حدیث ما که کند؟
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸ - قومی که جان به حضرت جانان همی برند
گوهر بعدی:غزل ۴۰ - ای که در باغ نکویی به تو نبود مانند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.