هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مخاطب (پسر) توصیههایی اخلاقی و عرفانی میکند. از جمله دوری از مردم زمانه، پرهیز از تعلقات دنیوی، تلاش برای فهم معانی عمیق، عشق و فداکاری، و اهمیت صدق و راستی. همچنین بر اهمیت خودشناسی، تلاش برای سعادت، و یادگیری از اشتباهات تأکید دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در متن برای درک و تجربه نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با مضامین این شعر ارتباط برقرار کنند و از آن درس بگیرند.
شماره ۲۹ - ای پسر از مردم زمانه حذر گیر
ای پسر از مردم زمانه حذر گیر
بگذر ازین کوی و خانه جای دگر گیر ۱
در تو نظرهای خلق تیر عدو دان
تیغ بیفگن، برای دفع سپر گیر ۲
چون تو ندانی طریق غوص درین بحر
حشو صدف ممتلی به در و گهر گیر ۳
چون تو نه آنی که ره بری به معانی
جمله جهان نیکوان خوب صور گیر ۴
گر بجهد آتشی ز زند عنایت
سوختهٔ دل به پیش او بر و در گیر ۵
یار اگرت از نگین خویش کند مهر
نام ازو همچو شمع و مهر چو زر گیر ۶
پای بنه بر فراز چرخ و چو خورشید
جملهٔ آفاق را به زیر نظر گیر ۷
باز دلت چون به دام عشق در افتاد
خیل ملک را چو مرغ سوخته پر گیر ۸
مرغ سعادت به شام چون نگرفتی
دام تضرع بنه به وقت سحر گیر ۹
جان شریف تو مغز دانهٔ نفس است
سنگ بزن مغز را ز دانه بدرگیر ۱۰
چون سر تو زیر دست راهبری نیست
جملهٔ اعضای خویش پای سفر گیر ۱۱
بگذر ازین پستی از بلندی همت
وین همه بالا و شیب زیر و زبر گیر ۱۲
صدق ابوبکر را علم کن و با خود
تیغ علیوار زن، جهان چو عمر گیر ۱۳
سیف برو جان بباز و نصرت دل کن
دامن معشوق را به دست ظفر گیر ۱۴
عیب عملهای خویشتن چو ببینی
بحر دلت را چو علم کان هنر گیر ۱۵
بگذر ازین کوی و خانه جای دگر گیر ۱
در تو نظرهای خلق تیر عدو دان
تیغ بیفگن، برای دفع سپر گیر ۲
چون تو ندانی طریق غوص درین بحر
حشو صدف ممتلی به در و گهر گیر ۳
چون تو نه آنی که ره بری به معانی
جمله جهان نیکوان خوب صور گیر ۴
گر بجهد آتشی ز زند عنایت
سوختهٔ دل به پیش او بر و در گیر ۵
یار اگرت از نگین خویش کند مهر
نام ازو همچو شمع و مهر چو زر گیر ۶
پای بنه بر فراز چرخ و چو خورشید
جملهٔ آفاق را به زیر نظر گیر ۷
باز دلت چون به دام عشق در افتاد
خیل ملک را چو مرغ سوخته پر گیر ۸
مرغ سعادت به شام چون نگرفتی
دام تضرع بنه به وقت سحر گیر ۹
جان شریف تو مغز دانهٔ نفس است
سنگ بزن مغز را ز دانه بدرگیر ۱۰
چون سر تو زیر دست راهبری نیست
جملهٔ اعضای خویش پای سفر گیر ۱۱
بگذر ازین پستی از بلندی همت
وین همه بالا و شیب زیر و زبر گیر ۱۲
صدق ابوبکر را علم کن و با خود
تیغ علیوار زن، جهان چو عمر گیر ۱۳
سیف برو جان بباز و نصرت دل کن
دامن معشوق را به دست ظفر گیر ۱۴
عیب عملهای خویشتن چو ببینی
بحر دلت را چو علم کان هنر گیر ۱۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۵
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۸ - فی التوحید الباری تعالی
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - ما را به بوسه چون بگرفتیم در برش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.