هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و انتظار برای وصال معشوق است. شاعر از درد فراق و امید به وصل سخن میگوید و از یار میخواهد که بازگردد و قراری برای دیدار بگذارد. او از غم و اندوه خود میگوید و آرزو میکند که کسی از حال او باخبر شود و به او کمک کند. شعر همچنین حاوی مفاهیمی مانند امید، انتظار، و عشق الهی است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتظار و درد فراق ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۱۸۹ - طایر دولت اگر باز گذاری بکند
طایر دولت اگر باز گذاری بکند
یار بازآید و با وصل قراری بکند ۱
دیده را دستگه در و گهر گر چه نماند
بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند ۲
دوش گفتم بکند لعل لبش چاره ی من
هاتف غیب ندا داد که آری بکند ۳
کس نیارد بر او دم زند از قصه ی ما
مگرش باد صبا گوش گذاری بکند ۴
دادهام باز نظر را به تذروی پرواز
بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند ۵
شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند ۶
کو کریمی که ز بزم طربش غمزدهای
جرعهای درکشد و دفع خماری بکند ۷
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند ۸
حافظا گر نروی از در او هم روزی
گذری بر سرت از گوشه کناری بکند ۹
یار بازآید و با وصل قراری بکند ۱
دیده را دستگه در و گهر گر چه نماند
بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند ۲
دوش گفتم بکند لعل لبش چاره ی من
هاتف غیب ندا داد که آری بکند ۳
کس نیارد بر او دم زند از قصه ی ما
مگرش باد صبا گوش گذاری بکند ۴
دادهام باز نظر را به تذروی پرواز
بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند ۵
شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند ۶
کو کریمی که ز بزم طربش غمزدهای
جرعهای درکشد و دفع خماری بکند ۷
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند ۸
حافظا گر نروی از در او هم روزی
گذری بر سرت از گوشه کناری بکند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۸۵۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۸ - مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۰ - کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.