هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از تأثیرات عمیق عشق بر خود و دیگران مینویسد. او از رازداری عاشق و معشوق، تأثیرات زیبایی معشوق بر دیگران، و نیاز به رهایی از بند عشق سخن میگوید. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند بهشت، گناه، و رستگاری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه و رستگاری نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی دارند.
غزل ۱۹۵ - غلام نرگس مست تو تاجدارانند
غلام نرگس مست تو تاجدارانند
خراب باده ی لعل تو هوشیارانند ۱
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ۲
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند ۳
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بیقرارانند ۴
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند ۵
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند ۶
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند ۷
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند ۸
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند ۹
خراب باده ی لعل تو هوشیارانند ۱
تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ۲
ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند ۳
گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بیقرارانند ۴
نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو
که مستحق کرامت گناهکارانند ۵
نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس
که عندلیب تو از هر طرف هزارانند ۶
تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده میروم و همرهان سوارانند ۷
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند ۸
خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
که بستگان کمند تو رستگارانند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۸۰۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.