هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و مستی و جنون ناشی از آن سخن می‌گوید. او از دست دادن کنترل خود در اثر عشق، شکستن قید و بندها، و سرگردانی در جستجوی معشوق می‌گوید. همچنین از ترس از دست دادن معشوق و ناتوانی در رهایی از این عشق سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم بلوغ عاطفی مناسب سنین بالاتر است.

غزل ۳۲۳ - ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم

ساقی نداده ساغر چندان نموده مستم
کز خود خبر ندارم در عالمی که هستم ۱

از بس قدح کشیدم در کوی می فروشان
هم جامه را دریدم، هم شیشه را شکستم ۲

خورشید عارض او چون ذره برده تابم
بالای سرکش او چون سایه کرده پستم ۳

کام دلم تو بودی هر سو که می‌دویدم
سر منزلم تو بودی هر جا که می‌نشستم ۴

تیغش جدا نسازد دستی که با تو دادم
مرگش ز هم نبرد عهدی که با تو بستم ۵

کیفیت جنون را از من توان شنیدن
کز عشق آن پری رو زنجیرها گسستم ۶

ترسم کز این لطافت کان نازنین صنم راست
گرد صمد نگردد نفس صنم‌پرستم ۷

سنگین دلی که کرده‌ست رنگین به خون من دست
فریاد اگر به محشر دامن کشد ز دستم ۸

از هر طرف دویدم همچون صبا فروغی
لیکن به هیچ حیلت از بند او نجستم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۳۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۲ - من این عهدی که با موی تو بستم
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴ - بر در می‌خانه تا مقام گرفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.