هوش مصنوعی: این شعر غنایی و عاطفی، بیانگر درد فراق و اندوه شاعر است که با تصاویر شاعرانه‌ای مانند سیل اشک، زلزله زمین، و شعله‌های جگر، عمق غم و اشتیاق او را نشان می‌دهد. شاعر از بی‌اثر بودن ناله‌هایش می‌نالد و در انتها به ستایش شاه زمانه (منصور ناصرالدین شاه) می‌پردازد و امید به رسیدن پیامی از معشوق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

غزل ۳۴۴ - گرفته تا ره بغداد ماه نوسفرم

گرفته تا ره بغداد ماه نوسفرم
هزار دجله به یک‌دم گذشته از نظرم ۱

چه قطره‌ها که دمادم نریخت از مژه‌ام
چه شعله‌ها که پیاپی نخاست از جگرم ۲

زمین به زلزله از سیل اشک خانه کنم
فلک به غلغله از برق آه شعله ورم ۳

چه شد خلیل که واله شود ز آتش من
کجاست نوح که حیرت برد ز چشم ترم ۴

شب فراق بود تا ز هستیم اثری
اثر نمی‌کند این ناله‌های بی‌اثرم ۵

دلی ز سنگ به آن سرو سیمبر دادند
که حاصلی ندهد گریه‌های بی‌ثمرم ۶

به شام تیرهٔ هجران چه کار خواهم کرد
که هیچ کار نیاید ز نالهٔ سحرم ۷

مگر پیامی از آن ماه می‌رسد امشب
که آب دیده ز شادی رسید تا کمرم ۸

من از نهایت بیداد دوست می‌ترسم
که داد دل رسد آخر به شاه دادگرم ۹

ابوالمظفر منصور ناصرالدین شاه
که داده نام خوشش بر معاندین ظفرم ۱۰

فروغی آن مه تابان چنان طلوعم داد
که آفتاب صفت در زمانه مشتهرم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۳ - چون سر زلف تو آشفته خیالی دارم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۵ - به جلوه کاش درآید مه نکوسیرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.