هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که با تصاویر زیبا و استعارههای پراحساس همراه شده است. شاعر از بند عشق رهایی یافته ولی همچنان اسیر زلف معشوق است. او از دردها و رنجهای عشق میگوید و معشوق را به خاطر بیاعتناییاش سرزنش میکند. در پایان، شعر به مدح سلطان ناصرالدین شاه میپردازد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
غزل ۴۶۹ - دگر فرود نیاید سرم به هیچ کمندی
دگر فرود نیاید سرم به هیچ کمندی
علاقهٔ تو خلاصم نمود از هر بندی ۱
غمی نمانده مرا با وجود زلف تو آری
گزیده مار نلرزد دلش به هیچ گزندی ۲
سری به تیغ تو دادم دریغ اگر نپذیری
دلی به زخم تو بستم فغان اگر نپسندی ۳
کدام دام نهادی که طایری نگرفتی
کدام تیر گشادی که خستهای نفکندی ۴
گهی ز غمزهٔ چشمت چه خانهها که نرفتی
گهی ز تیشهٔ نازت چه ریشهها که نکندی ۵
ز شرم طلعت رخشان خسوف ماه تمامی
ز رشک قامت موزون شکست سرو بلندی ۶
چنین روش که تو داری چرا به سرو ننازی
چنین دهن که تو داری چرا به غنچه نخندی ۷
علاج چشم بد اندیش کرده دانهٔ خالت
چه احتیاج که بر آتش افکنند سپندی ۸
ببند دست فلک را، به ریز خون ملک را
همه اسیر کمندند و تو سوار سمندی ۹
فروغی از ستمت چون به شهریار ننالد
کز آستان تو نومید رفت از پس چندی ۱۰
ستوده ناصردین شه خدایگان مکرم
که غیر بحر ز دستش ندیدهام گلهمندی ۱۱
علاقهٔ تو خلاصم نمود از هر بندی ۱
غمی نمانده مرا با وجود زلف تو آری
گزیده مار نلرزد دلش به هیچ گزندی ۲
سری به تیغ تو دادم دریغ اگر نپذیری
دلی به زخم تو بستم فغان اگر نپسندی ۳
کدام دام نهادی که طایری نگرفتی
کدام تیر گشادی که خستهای نفکندی ۴
گهی ز غمزهٔ چشمت چه خانهها که نرفتی
گهی ز تیشهٔ نازت چه ریشهها که نکندی ۵
ز شرم طلعت رخشان خسوف ماه تمامی
ز رشک قامت موزون شکست سرو بلندی ۶
چنین روش که تو داری چرا به سرو ننازی
چنین دهن که تو داری چرا به غنچه نخندی ۷
علاج چشم بد اندیش کرده دانهٔ خالت
چه احتیاج که بر آتش افکنند سپندی ۸
ببند دست فلک را، به ریز خون ملک را
همه اسیر کمندند و تو سوار سمندی ۹
فروغی از ستمت چون به شهریار ننالد
کز آستان تو نومید رفت از پس چندی ۱۰
ستوده ناصردین شه خدایگان مکرم
که غیر بحر ز دستش ندیدهام گلهمندی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۸ - دامن کشان شبی به کنارم نیامدی
گوهر بعدی:غزل ۴۷۰ - شب چارده غلامی ز مه تمام داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.