هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزلی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف می‌کند و از عشق و شیفتگی شاعر به او سخن می‌گوید. شاعر معشوق را چنان زیبا و بی‌نظیر می‌داند که حتی آسمان و ماه در برابر او کم‌می‌آورند. همچنین، از درد عشق و ناکامی خود می‌گوید و اینکه معشوق به دیگری توجه دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و احساسی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۸۲ - تو پری چهره اگر دست به آیینه بری

تو پری چهره اگر دست به آیینه بری
آنچنان شیفته گردی که گریبان بدری ۱

با وجودت دو جهان بی‌خبر از خویشتنند
تو چنان واله خود کز دو جهان بی خبری ۲

آسمان با قمری این همه نازش دارد
چون ننازی تو که دارندهٔ چندین قمری ۳

شاید ار تنگ دلان تنگی شکر نکشند
تا تو ای تنگ دهان صاحب تنگ شکری ۴

هیچ کس را ز تو امکان شکیبایی نیست
که توان تن و کام دل و نور بصری ۵

من ملول از غم و غیر از تو به سر حد نشاط
ای دریغا که به نام من و کام دگری ۶

تو به جز ابروی خونخواره نداری تیغی
من به جز سینهٔ صدپاره ندارم سپری ۷

من ز رخسار تو آیینهٔ پرستم زیرا
که هم آیین و هم آیینه صاحب نظری ۸

از سر خون خود آن روز گذشتم در عشق
که تو سرمست خرامنده به هر ره گذری ۹

نه عجب طبع فروغی به تو گر شد مایل
زان که در خیل بتان از همه مطبوع‌تری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۱ - گفتی که وقت سحر سویت کنم گذری
گوهر بعدی:غزل ۴۸۳ - خوشا شبی که به آرامگاه من باشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.