خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از حافظ، بیانگر عشق عمیق و پایدار شاعر به معشوق است. شاعر تأکید میکند که هیچچیز نمیتواند عشق او را از بین ببرد و خاطره معشوق همیشه در دل و جان او باقی خواهد ماند. او از درد عشق و وفاداری بیقید و شرط خود سخن میگوید و اعلام میکند که حتی اگر دلش به سمت دیگران برود، باز هم عشق اصلی او تغییر نخواهد کرد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۲۳ - هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد
هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد ۱
از دِماغِ مَنِ سرگشته خیالِ دَهَنَت
به جفایِ فلک و غُصهٔ دوران نرود ۲
در ازل بست دلم با سرِ زلفت پیوند
تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود ۳
هر چه جز بارِ غمت بر دلِ مسکینِ من است
برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود ۴
آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود، از دل و از جان نرود ۵
گر رَوَد از پِی خوبان دلِ من معذور است
درد دارد چه کُنَد کز پِی درمان نرود ۶
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود ۷
هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد ۱
از دِماغِ مَنِ سرگشته خیالِ دَهَنَت
به جفایِ فلک و غُصهٔ دوران نرود ۲
در ازل بست دلم با سرِ زلفت پیوند
تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود ۳
هر چه جز بارِ غمت بر دلِ مسکینِ من است
برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود ۴
آن چُنان مِهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود، از دل و از جان نرود ۵
گر رَوَد از پِی خوبان دلِ من معذور است
درد دارد چه کُنَد کز پِی درمان نرود ۶
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۲ - از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
گوهر بعدی:غزل ۲۲۴ - خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.