هوش مصنوعی:
این شعر از عبید زاکانی به موضوع عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از عاشق میخواهد که از آشفتگی و بیقراری بپرهیزد، اگر دردی ندارد آن را غنیمت بشمارد و اگر درد دارد، از فریاد و زاری دوری کند. او تأکید میکند که چون همه چیز از عشق است، نباید از بیکاری و بیباری شکایت کرد. همچنین، شاعر از معشوق میخواهد که اگر دوستش دارد، جدایی را انتخاب نکند و اگر سرمست است، ادعای هوشیاری نداشته باشد. در نهایت، او دعوت میکند که اگر کسی عاشق است، در راه عشق جز جانسپاری کاری نکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جانسپاری در راه عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۰ - دلا باز آشفته کاری مکن
دلا باز آشفته کاری مکن
چو دیوانگان بیقراری مکن ۱
گرت نیست دردی، غنیمت شمار
ورت هست فریاد و زاری مکن ۲
چو کارت ز عشقست و بارت ز عشق
شکایت ز بی کار و باری مکن ۳
نگارا نگارا جدائی ز ما
خدا را اگر دوست داری مکن ۴
اگر چشم سرمست اودیدهای
دگر دعوی هوشیاری مکن ۵
ز جور و جفا هرچه ممکن بود
بکن ترک پیمان و یاری مکن ۶
عبید ار سر عشق داری بیا
در این راه جز جانسپاری مکن ۷
چو دیوانگان بیقراری مکن ۱
گرت نیست دردی، غنیمت شمار
ورت هست فریاد و زاری مکن ۲
چو کارت ز عشقست و بارت ز عشق
شکایت ز بی کار و باری مکن ۳
نگارا نگارا جدائی ز ما
خدا را اگر دوست داری مکن ۴
اگر چشم سرمست اودیدهای
دگر دعوی هوشیاری مکن ۵
ز جور و جفا هرچه ممکن بود
بکن ترک پیمان و یاری مکن ۶
عبید ار سر عشق داری بیا
در این راه جز جانسپاری مکن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۹ - بیش از این بد عهد و پیمانی مکن
گوهر بعدی:غزل ۹۱ - در خود نمیبینم که من بی او توانم ساختن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.