هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و دل‌بستگی شدید به معشوق سخن می‌گوید. او از مستی چشم‌های معشوق، ترس از فراموش شدن، و آرزوی مهربانی معشوق می‌نویسد. همچنین، شاعر به تأثیر عمیق عشق بر جان خود اشاره کرده و از حالات روحی خود در این رابطه عاشقانه می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک برخی از اصطلاحات و استعاره‌های شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

بخش ۹ - غزل همام

بدیدم چشم مستت رفتم از دست
گوام دایر دلی گویائی هست ؟ ۱

دلم خود رفت و میترسم که روزی
به مهرت هم نسی خوش کامم اج دست ؟ ۲

بب زندگی این خوش عبارت
لوانت لاوه نج من ذبل و کان بست ؟ ۳

دمی بر عاشق خود مهربان شو
کج‌ای مهروانی کسب اومی کست ؟ ۴

اگر روزی ببینم روی خوبت
به جم شهر اندر واسر زبان دست؟ ۵

ز عشقت گر همام از جان برآید
مواجش کان یوان بمرد و وارست ؟ ۶

به گوش خاوا کنی پشتش بوینی
به بویت خسته بی جهنامه سرمست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۸ - پیغام فرستادن عاشق به معشوق
گوهر بعدی:بخش ۱۰ - پیغام رسانیدن قاصد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.